کد خبر: ۴۰۴۱۲
تاریخ انتشار: ۱۲:۵۲ - ۲۸ فروردين ۱۳۹۷ 17 April 2018
نمي توان مردمي كه خشكسالي توانشان را گرفته و توفان هاي شن اميدشان را در زيرخاك دفن كرده، بدون تامين حداقل شرايط زيست، راضي به ماندن و زندگي در مرزي كرد كه ديگر نه براي شان آب دارد، نه نان نه هوا
* زهرا روستا:  اقلیم ایران عمدتاً گرم و خشک است و به دلیل استفاده نادرست از منابع آبی سال‌هاست با بحران آب مواجه شده‌ایم.

رشد سریع جمعیت مهمترین عامل کاهش سرانه آب تجدیدشونده کشور در قرن گذشته بوده است. یکی از نخستین مناطقی که با خشکسالی و بحران های مربوط به کم آبی در ایران روبرو شد منطقه سیستان، در استان سیستان و بلوچستان است. 

زمستان ٩٢ هماهنگ كننده ارشد سازمان ملل در ايران، در بازديدي كه از تالاب هامون داشت، گفت: «هرچند مساله مواد مخدر براي همه اقوام و كشورها يك مساله امنيت بشري محسوب مي شود، ولي چيزي كه من امروز ديدم حتي مي تواند تهديد امنيت بشري بزرگ تري داشته باشد: چيزي كه بر اثر فقدان آب در اين منطقه حاكم شده است. من بازديدهايي از اروميه، اصفهان، مشهد و شيراز نيز داشته ام. آنجا هم با كمبودهاي آب و مسائل ناشي از آن دچار بودند ولي چيزي كه در اينجا (سيستان) ديده شد، نشان دهنده حساسيت و عصبانيتي بود كه مردم به دليل شرايط طاقت فرسا دچار آن شده اند.» جملات تکان دهنده گری لوییس نشان می دهد دولت و جامعه چقدر دیر به عمق مسئله ای که سیستان بیش از 15 سال با آن درگیر است پی برده اند. حیات سیستان بستگی زیادی به وضعیت تالاب هامون دارد، با خشکی تالاب مشاغلی که منشا آن ها تالاب بود، مانند صیادی، دامداری، بخش عمده ای از کشاورزی، حصیربافی و سایر صنایع جانبی از میان رفتند و نبض زندگی در  سیستان به شماره افتاد.

هامون، همچنان در انتظار حقابه

تالاب بين المللي هامون 570 هزار هكتار كه 400 هزار هكتار آن در سيستان قرار دارد. این تالاب ويژگي خاصي دارد و آن دو پاره بودنش است، بخش بالادستش در كشور افغانستان قرارگرفته است و در نتيجه آب قسمت گسترده اي از هامون كه در ايران قرار دارد، از كشور همسايه تامين مي شود. سهم آب ايران موضوعي بود كه در سال هاي پرآبي براي مسوولان در اولويت قرار نداشت و انگار فراموش شده بود، اما با شروع دوره خشكسالي، سد سازي هاي كشور همسايه بر گلوي هامون و قطع آب ورودي به تالاب اثرات خشكسالي بر طبيعت منطقه را دوچندان كرد. رودخانه هيرمند به عنوان چشمه حيات هامون، سال هاست مرز ميان دو كشور است و محل مناقشه آب. از زمانی که افغانستان از ایران جدا شد تا کنون به جز چند بازه زمانی محدود هرگز حقابه هامون به درستی به  آن تعلق نگرفته است. آخرین امیدها برای دریافت این حقابه سفر رييس جمهور افغانستان به ايران بود که نتیجه خاصی در برنداشت و هنوز هم بسیاری از رسانه ها سیلاب ورودی در فصل بهار به تالاب هامون را با حقابه ان اشتباه می گیرند.
سال هاي بي باران و قطع آب ورودي از افغانستان، كه تالاب سرسبز هامون را روز به روز به ريگزاري وسيع بدل مي كرد، سبب شد تا مردم سيستان راهي جز رفتن پيش پاي خود نبينند.

کوج اجباری، سرنوشت مردم سیستان 

فصل تابستان و بادهاي ١٢٠ روزه كه آغاز مي شود، روي در خيلي از خانه ها، تابلوي «اين منزل به فروش مي رسد»، ديده مي شود. مهاجرت مردم سیستان نه برای دست یافتن به زندگی بهتر بلکه برای رسیدن به حداقل هایی بود که خشکسالی از آن ها گرفت. خاك اينجا ديگر طعم نان نداشت و مردمان سرزميني كه زماني انبار غله ايران بود، يا توان مالي اين را داشتند كه درجايي ديگر دوباره كشاورز و دامدار و صياد شوند يا نداشتند و كارگران زمين هاي استان هاي مجاور شدند. روند مهاجرت ها در سيستان همچنان ادامه دارد و مركز آمار ايران اعلام كرده است كه در فاصله سال هاي ١٣٨٥ تا ١٣٩٠ بيش از ٩٠٠٠ نفر از مرزنشينان شمال استان سيستان و بلوچستان به استان هاي ديگر مهاجر كرده اند و در اين ١٦ سالي كه از آغاز دوران طولاني مدت خشكسالي مي گذرد، بيش از ٧٠ هزار بهره بردار بخش كشاورزي و ٣٠٠٠ صياد ساكن در تالاب هامون بيكار شده اند. بهار كه مي شود اندكي اميد و جريان زندگي با جريان آب از آن سوي مرز سرريز مي شود در برهوت هامون و تا جايي كه ديواره مرزباني مسير آب را سد نكند، اندكي از التهاب زمين كم مي شود، هامون نشينان دوباره اميدي پيدا مي كنند براي ماندن. اميدي كه با فرارسيدن فصل گرم براي خيلي ها زير گردوخاك بادهاي ١٢٠ روزه دفن مي شود و ريز گردها مي شوند انگيزه مضاعف براي كوچ. خالی شدن مرزها و مرزشنیان زمینه ها را برای افزایش ناامنی فراهم می کند و اگر دولت شرايطي پايدار براي بهبود زندگي اين مردم فراهم نكند دير يا زود خالي از سكنه شدن مرز اثرات خود را بر امنیت کشور نمايان مي كند.
مسوولان در اين سال ها تلاش كرده اند از كوچ مردم مرزنشين سيستان جلوگيري كنند، حتی گاهی با جلوگیری از خروج کامیون وسایل آن ها از مرزهای استان! اما نمي توان مردمي كه خشكسالي توانشان را گرفته و توفان هاي شن اميدشان را در زيرخاك دفن كرده، بدون تامين حداقل شرايط زيست، راضي به ماندن و زندگي در مرزي كرد كه ديگر نه براي شان آب دارد، نه نان نه هوا

*روزنامه نگار 
نام:
ایمیل:
* نظر: