کد خبر: ۲۸۶۷۴
تاریخ انتشار: ۰۸:۵۷ - ۲۷ مرداد ۱۳۹۵ 17 August 2016
یک باستان‌شناس:

ران به کیسه طرح‌های عمرانی دوخته شده است

در حالی باستان‌شناسی مهمترین پایه میراث فرهنگی هر کشوری شناخته می‌شود که باستان‌شناسان ایران معتقدند این حوزه روند نزولی را طی می‌کند و در حال حاضر باستان‌شناسی ایران دیگر به دنبال پاسخگویی به پرسش‌های باستان‌شناسی نیست بلکه چشم به راه طرح های عمرانی است تا بر اساس درخواست استعلام مسوولان نهادها، ارگان‌ها و سازمان‌های دیگر دست به کاوش بزند این در حالی است که از این طرحها چیزی عاید باستان شناسان نمیشود تا آنجا که دستمزد کار کارشناسان ارشد و دکتری تنها روزانه بین 60 الی 80 هزار تومان آن هم صرفاً برای مدت کاوش است.
  شاید شروع باستان‌شناسی در ایران را به گونه‌ای بتوان به زمان قاجار نسبت داد که پله پله از شکل انحصاری کاوش‌ها در اختیار اروپاییان  به حضور باستان‌شناسان خارجی، شکل گیری نسل جدید باستان‌شناس ایرانی و ... انجامید . در بخشی از تاریخچه پژوهشکده باستان‌شناسی در پایگاه اطلاع رسانی پژوهشگاه آمده است:« با تأسیس وزارت فرهنگ و هنر در خرداد 1343ش و الحاق اداره کل باستان شناسی به آن ، فعالیتهای دوره چهارم آغاز شد و تا شروع انقلاب اسلامی ادامه داشت . با ادغام اداره فرهنگ عامه و اداره کل باستان شناسی «اداره کل باستان شناسی و فرهنگ عامه» شکل گرفت ولی در آذر 1351 ش . اداره مزبور به دو مرکز باستان شناسی و مردم شناسی تفکیک شد... پس از انقلاب در 1366 ش تشکیلات واحدی به نام «سازمان میراث فرهنگی کشور» وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی به وجود آمد. این سازمان از سال 1371 ش تابع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد. مرکز باستان شناسی ایران نیز بــــا عنوان «مدیریت پژوهشهای باستان شناسی» به فعالیت خود ادامه داد و حوزه های برنامه ریزی و اجرا هم که قبلاً در مرکز باستان شناسی ایران متمرکز بود، از یکدیگر جدا شدند. مدیریت پژوهشهای باستان شناسی ضمناً با انجام وظایف ستادی به فعالیت اجرایی خود در انجام فعالیت میدانی ادامه داد و بخش‌های متون و کتیبه های کهن را در حوزه فعالیت های خود حفظ کرد، در سال 1376 با پژوهشگاه شدن سازمان میراث فرهنگی، مدیریت پژوهشهای باستان شناسی همچون مدیریت مشابه خود به پژوهشکده تبدیل شد و بین طریق فراز دیگری از حیات فعالیتهای باستان شناسی آغاز شد.»

پژوهشکده باستان‌شناسی یکی از ارکان اساسی شکل‌گیری سازمان میراث فرهنگی مانند بسیاری از قسمت‌های دیگر سازمان از گزند جابه جایی‌های دوران ریاست حمید بقایی بر سازمان میراث فرهنگی در امان نماند و ضربه مهلکی بر پیکره آن وارد شد. آسیب‌هایی که تا کنون ادامه داشته و به نظر می‌رسد جامعه باستان‌شناسی را با خود به ناکجاآبادی می‌برد که هیچ کدام از مسوولان حوزه باستان‌شناسی و خود باستان‌شناسان خواهان آن نیستند.

اعتبارات کم

اما در حال حاضر باستان‌شناسان از چه مشکلاتی رنج می‌برد؟ یک باستان‌شناس که نخواست نامش فاش شود در گفت و گو با معماری‌نیوز از اعتبارت کم حوزه باستان‌شناسی گلایه می‌کند و می‌افزاید: چرا اعتبارات این بخش نسبت به بخش مرمت بسیار کم است. اکنون توقع دارند که یک باستان‌شناس با 10 الی 15 میلیون تومان که حداقل 8 درصد آن را هم خودشان کم می‌کنند راهی تعیین حریم در دل بیابان بشود.
 
اول مطالعات باستان‌شناسی بعد حفاظت و مرمت

وی تصریح می‌کند: از سوی استان‌ها هیچ اعتباری برای باستان‌شناسی در نظر نمی‌گیرند. در هیچ کدام از فازهای صفر حفاظتی و مرمتی در میراث فرهنگی مطالعات باستان‌شناسی گنجانده نمی‌شود. مرحله نخست در حفاظت، شناخت است. بخشی از این شناخت با انجام مطالعات باستان‌شناسی میسر می‌شود.
 
پژوهشکده باستان‌شناسی صرفاً به دنبال پاسخگویی به نیاز دستگاه‌های اجرایی است
 
او در ادامه به این موضوع اشاره می‌کند که پژوهشکده باستان‌شناسی و پژوهشگاه صرفاً به دنبال پاسخگویی به نیاز دستگاه‌های اجرایی و استعلامات آنها است. در دوره‌های قبل سایت‌هایی مانند شوش، زیویه، تپه ازبکی، سیلک و قم‌رود و... بود که هر سال از ستاد یک اعتباری برای آنها در نظر گرفته می‌شد تا باستان‌شناسان فصل به فصل در آن محل کار کنند. اما اکنون یک فصل ناتمام مانده، سراغ منطقه دیگر می‌روند.
 
این باستان‌شناس با تأکید بر این که چنین سیاستی، باستان‌شناسی ایران را رو به ضعف و ناکارآمدی می‌برد؛ اظهار می‌کند: عملاً یک برنامه میان مدت برای پژوهش‌های باستان‌شناسی وجود ندارد. اهداف کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت باستان‌شناسی مشخص نیست تمام سایت‌های بزرگی که مانند شهر سوخته، جیرفت، سیلک، تخت جمشید، زیویه، هفت تپه و   که هر سال.باستان‌شناسان در آن کار می‌کردند و گزارش پژوهشها را منتشر می‌کردند و به دنبال پاسخ به پرسش‌ها بودند دیگر مورد استقبال پژوهشگاه نیست. بیشتر پژوهشها به دنبال پاسخگویی به استعلام‌ها، انجام می‌شود.
 
اعتبار ناکافی باستان‌شناسی ایران را بی‌اعتبار کرده است


وی علت این اقدام را عدم داشتن اعتبارات کافی می‌داند تا آنجا که پژوهشگاه صرفاً مشتاق گرفتن پرو‌ژه‌هایی است که به دلیل طرح‌های عمرانی مانند کشیدن لوله آب و گاز و کابل‌های برق و مخابرات، بهداری، سدسازی، جاده سازی، عبور راه آهن، طرح عبور لوله های نفت و احداث معدن و... نیازمند کاوش‌های اضطراری است و هزینه این کاوش‌های را شرکت‌های عمرانی باید تقبل کنند.

محوطه‌هایی که فدای طرح‌های عمرانی شدند

این باستان‌شناس با تأسف اظهار می‌کند: وضعیت کاوش‌های نجات بخشی را که همگان مطلع‌اند. در واقع ما با این هدف نمی‌رویم که در منطقه‌ای دست به کاوش بزنیم تا به پرسش پاسخ دهیم یا مطالعات مربوط به این حوزه را انجام دهیم به آنجا می‌رویم تا برای پژوهشگاه و باستان‌شناسان کسب درآمدی باشد در عین حال چند صباحی طرح عمرانی متوقف شود و ما صرفاً اطلاعاتی از منطقه کسب کنیم. این اتفاق منتج به آن نمی‌شود که فرضاً فلان پل یا سد یا جاده و... مسیرش را تغییر بدهد تنها مهلتی در نظر گرفته می‌شود تا باستان‌شناس یکسری اقدامات انجام دهد و در نهایت بازی به نفع شرکت عمرانی تمام شود. حال بر سر یافته‌های باستان‌شناسی چه می‌آید؟ آیا آن منطقه نیازمند اقدامات حفاظتی یا مرمتی است یا گزارش حاصل از این کاوش‌های اضطراری کی و چگونه منتشر می‌شود و به کدام نتایج رسیده و پاسخگوی کدام پرسش‌ها است، تقریباً می‌توان گفت هیچ!

در بهترین حالت محوطه‌های باستانی محل چرای احشام شده‌اند

به گفته‌ی این باستان‌شناس از سویی  پیش‌تر پروژه‌های بزرگ باستان‌شناسی وجود داشت که با تداوم فصل‌های کاوش رفته رفته محل کاوش تبدیل به یک پایگاه می‌شد واگر بر همان اساس پیش می‌رفت امروزه با ادامه بحث‌های باستان‌شناسی و مرمتی در آن این پایگاه‌ها باید از استانی به ملی و حتی جهانی تبدیل می‌شدند اما چون این تپه‌ها و محوطه‌ها به حال خود رها شده‌اند و در واقع رسالت باستان‌شناسی امروز ایران پاسخگویی به پرسش‌ها نیست بلکه پاسخگویی به استعلامات برای از بین بردن میراث فرهنگی است حال تمام این تپه‌ها و محوطه‌ها رو به وخامت است و در بهترین حالت محل چرای احشام و زمین کشاورزی است.
 
وی با اشاره به این که باستان‌شناسی به دنبال پیدا کردن پاسخ به مجهولات زیادی است که این مجهولات نیازمند طبقه‌بندی و الویت‌بندی است، می‌افزاید: متأسفانه به نظر می‌رسد مدت‌ها است این مقوله به ورطه فراموشی سپرده شده و صرفاً باستان‌شناسی ایران به دنبال آن است که کجا سد و راه و... در حال احداث است و از کاوش‌های آن می‌توان پول کسب کرد.

سهم باستان‌شناسی در استان‌ها
 
این باستان‌شناس در خصوص وضعیت باستان‌شناسی و علاقه استان‌ها به این موضوع نیز توضیح می‌دهد: وقتی کل اعتبار پژوهشی میراث فرهنگی یک استان 120، 70 ، 60 یا حتی 50 میلیون تومان است چگونه می‌توان یک کاوش ساده باستان‌شناسی را انجام داد. یک کاوش حداقل دربرگیرنده حقوق کارگران، کارشناسان، مطالعات آزمایشگاهی است. ممکن است باستان‌شناس در یک محوطه کاوش با استخوان، سفال، جسد، سنگ و... رو به رو باشد و نیازمند دریافت کمک از حوزه‌ها و علوم مختلف باشد. اگر تمام این موارد را کنار هم بگذاریم یک استان چقدر حاضر است هزینه کند تا باستان‌شناسی به عنوان یک پژوهشگر درصدد پاسخگویی به پرسش‌ پس ذهن خود برآید؟

از مشکل اقامت باستان‌شناسان تا پرداخت حقوق کارگران

او تشریح می‌کند: از سویی به دلیل کم بودن اعتبار همیشه گروه‌های باستان‌شناسی با مشکل تأمین جا و مکان برای اقامت چند وقته خود مواجه هستند. این در حالی است که فرضاً یک کارشناس عمران برای انجام پروژه خود در شهر و دیار دیگر با چنین مشکلی روبه رو نیست. اما در باستان‌شناسی سرپرست گروه موظف است آنقدر دوندگی کند تا بتواند مسأله جا و مکان و تأمین خورد و خوراک را فراهم کند، اگر سازمان به موقع هزینه‌ها را پرداخت نکند با کارگران نیز طرف حساب است و باید پول آنها را پرداخت کند و معلوم نیست خودش کی و چگونه قرار است این اعتبار را از سازمان اخذ کند. به عبارتی یک گروه باستان‌شناس بیش از آن که در گیر کار پژوهشی شود باید به حاشیه‌های کار بپردازد. و سرپرست گروه باید بخشی از وقت خود را صرف برداشتن این موانع کند. این در حالی است یک فصل کاوش شاید دوماه طول بکشد آن هم در بدترین شرایط که می‌توان از آن با عنوان زندگی در شرایط سخت یاد کرد. سپس باید در خانه یا کتابخانه بر اساس یافته‌ها چند ماهی را صرف نوشتن گزارش کند.
 
نگارش پژوهش به صورت رایگان!


وی درباره حقوق کارگران و کارشناسان هیأت باستان‌شناسی می‌گوید: که یک کارگر بسته به شهر یا روستای مورد نظر ممکن است 35 الی 60 تومان کارمزد روزانه دریافت کند. اما مهمترین مسأله پرداخت حقوق نیروی کارشناسی است. اعضای هیأت پس از اتمام کار میدانی تازه یک دوره دو الی سه ماهه درگیر انجام کارهای پژوهشی و نگارش گزارش هستند اما پژوهشگاه و پژوهشکده باستان‌شناسی صرفاً زمان انجام کاوش را مد نظر می‌گیرند و دیگر حق‌الزحمه‌ای بابت نگارش گزارش و وقتی که یک باستان‌شناس در این زمینه می گذارد در نظر نمی‌گیرند. به عبارتی یک باستان‌شناس برای یک کاوش 45 روزه که شاید 2 الی 3 ماه نیز باید صرف نگارش گزارش آن بر اساس یافته و پژوهش‌ها کرد صرفاً بابت 45 روز کار میدانی حقوق دریافت می‌کند و عملاً پژوهشگاه هزینه‌ای بابت نگارش گزارش پس از آن تقبل نمی‌کند؟ این در حالی است که کاوش بدون گزارش چه فایده‌ای می تواند داشته باشد و اساساً مگر امکان دارد که کاوشی بدون نیاز به ارائه گزارش انجام شود.
 
او می افزاید:اکنون روزانه در یک هیأت کاوش به یک کارشناس ارشد 60 هزار تومان  به دکترای باستان‌شناسی روزانه 70 الی 80 هزار تومان پرداخت می‌کنند. از مسوول امور مالی پژوهشکده باستان‌شناسی و پژوهشگاه بپرسید چگونه یک کارشناس ارشد را راهی بیابان می‌کنند آن هم با روزانه 60 هزار تومان دریافتی آن هم فقط در طول مدت مجوز کاوش؟ از صبح تا عصر باید در شرایط سخت کار کرد و شب نیز این یافته‌ها را تطابق و داد و بررسی کرد که اشتباه یا خللی در کار بوجود نیاید، آیا این مقدار حق‌الزحمه انصاف است؟

باستان‌شناسان پس از پایان کاوش با تجهیزاتشان چه می‌کنند؟

از سویی در مورد تجهیزات هم به گفته‌ی این باستان‌شناس، استان کمکی را تقبل نمی‌کند. در پروژه های بزرگ ممکن است وسایلی از قبل وجود داشته باشد که بعد از اتمام کار باید این تجهیزات تحویل استان داده شود اما در بیشتر استان‌ها تهیه تمام تجهیزات برعهده سرپرست هیأت باستان‌شناسی است که پس از اتمام کار مشخص نیست باید با بیل، کلنگ، فرغون و... چه کرد؟ آیا باید آن را با خود به شهرش ببرد چون بخشی از هزینه‌ای است که متحمل شده یا باید آن را بذل و بخشش کند؟!

وقتی این پرسش مطرح می‌شود که در یک کاوش معمولی درنهایت با تمام این مشکلات برای باستان‌شناس سرپرست هیأت که از اعضای پژوهشکده باستان‌شناسی نیست چقدر باقی می‌ماند، در پاسخ اظهار می‌کند: حدود 4 الی 5 میلیون تومان سود انجام یک کار است .در مورد سایر باستان‌شناسان گروه نیز بین 1 میلیون و 800 هزار تومان تا 2 میلیون تومان در هر فصل کاوش عایدشان شده است؟ این در حالی است که نگارش گزارش و... هم حداقل سه ماه زمان می‌طلبد.

این پول کجا می‌رود؟

او در عین حال بین کاوش‌های نجات بخشی و کاوش‌های معمولی تفاوت قائل می‌شود و می افزاید: هرچند اینها پروژه‌های بزرگتر و به تبع آن دارای بودجه بیشتری است اما قطعاً در پروژه‌های نجات بخشی هم باستان‌شناسان نمی‌دانند مبلغ اصلی چقدر است؟ به  باستان‌شناس می‌گویند برو فلان جا با این مبلغ 30 الی 40 میلیون تومان به کار مشغول شو اما باقی این پول کجا هزینه می شود کسی خبر ندارد؟ از قبل گفته‌اند 30 درصد بالاسری را پژوهشگاه بر می‌دارد. پول یک باستان شناس خارج از پژوهشکده همین مبلغ روزانه 60 الی 80 هزار تومان است به باستان شناسان داخل پژوهشکده نیز حق مأموریت می‌دهند. و مشخص نیست مبلغ اصلی این پول کجا و صرف انجام چه کاری می‌شود؟
وقتی 2 با 5 برابر می‌شود

وی در مورد تعداد دفعاتی که یک باستان‌شناس در طول سال می‌تواند در کاوش شرکت کند، توضیح می‌دهد: اگر اصولی نگاه کنیم هر باستان‌شناس بیش از دو کاوش نمی‌تواند در سال انجام دهد اما برخی در یکسال پنج پروژه هم گرفته‌اند. حال از این دسته باستان‌شناسان باید پرسید وظیفه باستان‌شناس کشف مجهولات است شما چه چیزی کشف کردید؟ چه پاسخی برای آن یافتید؟ کی گزارش آن را نوشتید؟ کی این گزارش منتشر شد و کتاب آن چاپ شد و...
 
او ادامه می‌دهد: یکی از مشکلات دیگر آن است که گزارش‌های منتشر شده هیچ کدام ارزیابی نمی‌شود، بارها در کتابخانه گزارش‌های ضعیفی دیدم اما چون نظارتی در این زمینه وجود ندارد باز هم به آن باستان‌شناس مجوز داده‌اند. حداقل در زمان مدیریت مرحوم آذرنوش  مجوز را وقتی صادر می‌کردند که گزارش تحویل داده شود.

بازدید:۶۳۹