به خاطر چند متر ارتفاع بیشتر/ خانههایی استوار که قربانی شهر فروشی میشوند
فرسوده و ریزدانه نیستند. عمر چندانی هم از احداثشان نگذشته است؛ ولی تخریب میشوند تا جایشان را به ساختمان مرتفعتری بدهند. پدیده ای نو ظهور که به خاطر شهر فروشی از سوی مدیریت شهری در تهران و برخی کلانشهر ها، بلای جان همگان شده است.
فرسوده و ریزدانه نیستند. عمر چندانی هم از احداثشان نگذشته است؛ ولی تخریب میشوند تا جایشان را به ساختمان مرتفعتری بدهند. پدیده ای نو ظهور که به خاطر شهر فروشی از سوی مدیریت شهری در تهران و برخی کلانشهر ها، بلای جان همگان شده است.

کارگران مشغول تخریب خانهای محکم و استوار هستند که به نظر نمیرسد عمر چندانی از احداث آن گذشته باشد. این هیاهو، سر و صدا و سلب آسایش مردم در این جریان مداوم تخریب ها، از تراکم فروشی و سوداگریهای بازار متلاطم مسکن، سرچشمه گرفته است.
ساختمان زیبایی را که شاید در بدترین حالت، نیاز به مرمتی جزئی داشته باشد، تخریب میکنند تا جای آن آپارتمانی با چند متر ارتفاع بیشتر بسازند. کاری که جز در شرایط کنونی بازار مسکن که افزایش هر متر مربع زیر بنا، چندین و چند میلیون صرفه اقتصادی دارد، نمی توان برای آن توجیهی پیدا کرد.
حساب مالک و سرمایه گذار مشخص است. آنها به دنبال پر کردن جیبشان و رسیدن به سود بیشتر هستند، نه به فکر آسایش شهروندان و امنیت و آرامش یک محله!
ساکنان آن محله نیز از یک سو، در حین انجام پروژه، محکوم به تحمل انواع آلودگیهای صوتی، گرد و خاک و مشکلات ترافیکی هستند و از سوی دیگر، پس از پایان ساخت، شاهد افزایش جمعیت محله، کمبود پارکینگ و کاهش سرانه فضای سبز و سایر خدمات شهری و اجتماعی خواهند بود.
جای تعجب نیست که شهرداریها هم از چنین تخریبهای بیجایی استقبال کنند. تا زمانی که مدیریت شهری درآمد پایدار نداشته باشد و فروش شهر از طریق ایجاد تغییر کاربری از اراضی خدماتی و فضای سبز به مراکز مسکونی و تجاری و فروش تراکم، تنها راه تامین مخارج آن است؛ تخریب خانههایی که بعضی از آنها، نیاز به مرمت هم ندارند؛ ولی تنها گناهشان فقط کوتاه قدی است، کاملاً بدیهی به نظر می رسد.
مسلما هر نوع نوسازی با تخریب و آلودگی محیط زیست همراه است. از تخلیه نخالههای ساختمانی گرفته تا گچ، سیمان و آهن که استخراجشان به محیط زیست آسیب میزند.
در چنین شرایطی که همه به دنبال کسب حداکثر سود و به هر قیمتی هستند؛ کدام نهاد و مرجع بالادستی باید پیش قدم شود و با سیاست گذاری و تدوین قانون، جلوی جریان غیر ضروری تخریب در شهر را بگیرد؟
کدام نهاد میتواند شهری را که مدتهاست به کارگاه ساختمانی تبدیل شده است، نجات دهد؟
آیا شورای عالی شهرسازی و معماری ایران، نباید به عنوان یک مرجع بالادست، با اتخاذ سیاست های مناسب، روند کنونی را متوقف کند؟ شورایی که هماهنگ كردن برنامههاي شهرسازي از نخستین و اصلی ترین وظایف آن به منظور ايجاد محيط زيست بهتر براي مردم و اعتلاي هنر معماري ايران است.
گزارش امروز مربوط به ساختمانی در یکی از کوچههای خیابان سمنگان محله نارمک است که هرچند ظاهری نوساز دارد؛ ولی برای بهره مندی از تراکم مازاد و افزایش دو تا سه طبقه به زیر بنا، در حال تخریب است.
مسلماً در دیگر نقاط شهر هم مشابه این تخریبهای غیرضروری وجود دارد و ارادهای هم برای پایان بخشیدن به این روند نادرست وجود ندارد.

ساختمان زیبایی را که شاید در بدترین حالت، نیاز به مرمتی جزئی داشته باشد، تخریب میکنند تا جای آن آپارتمانی با چند متر ارتفاع بیشتر بسازند. کاری که جز در شرایط کنونی بازار مسکن که افزایش هر متر مربع زیر بنا، چندین و چند میلیون صرفه اقتصادی دارد، نمی توان برای آن توجیهی پیدا کرد.
حساب مالک و سرمایه گذار مشخص است. آنها به دنبال پر کردن جیبشان و رسیدن به سود بیشتر هستند، نه به فکر آسایش شهروندان و امنیت و آرامش یک محله!
ساکنان آن محله نیز از یک سو، در حین انجام پروژه، محکوم به تحمل انواع آلودگیهای صوتی، گرد و خاک و مشکلات ترافیکی هستند و از سوی دیگر، پس از پایان ساخت، شاهد افزایش جمعیت محله، کمبود پارکینگ و کاهش سرانه فضای سبز و سایر خدمات شهری و اجتماعی خواهند بود.
جای تعجب نیست که شهرداریها هم از چنین تخریبهای بیجایی استقبال کنند. تا زمانی که مدیریت شهری درآمد پایدار نداشته باشد و فروش شهر از طریق ایجاد تغییر کاربری از اراضی خدماتی و فضای سبز به مراکز مسکونی و تجاری و فروش تراکم، تنها راه تامین مخارج آن است؛ تخریب خانههایی که بعضی از آنها، نیاز به مرمت هم ندارند؛ ولی تنها گناهشان فقط کوتاه قدی است، کاملاً بدیهی به نظر می رسد.
مسلما هر نوع نوسازی با تخریب و آلودگی محیط زیست همراه است. از تخلیه نخالههای ساختمانی گرفته تا گچ، سیمان و آهن که استخراجشان به محیط زیست آسیب میزند.
در چنین شرایطی که همه به دنبال کسب حداکثر سود و به هر قیمتی هستند؛ کدام نهاد و مرجع بالادستی باید پیش قدم شود و با سیاست گذاری و تدوین قانون، جلوی جریان غیر ضروری تخریب در شهر را بگیرد؟
کدام نهاد میتواند شهری را که مدتهاست به کارگاه ساختمانی تبدیل شده است، نجات دهد؟
آیا شورای عالی شهرسازی و معماری ایران، نباید به عنوان یک مرجع بالادست، با اتخاذ سیاست های مناسب، روند کنونی را متوقف کند؟ شورایی که هماهنگ كردن برنامههاي شهرسازي از نخستین و اصلی ترین وظایف آن به منظور ايجاد محيط زيست بهتر براي مردم و اعتلاي هنر معماري ايران است.
گزارش امروز مربوط به ساختمانی در یکی از کوچههای خیابان سمنگان محله نارمک است که هرچند ظاهری نوساز دارد؛ ولی برای بهره مندی از تراکم مازاد و افزایش دو تا سه طبقه به زیر بنا، در حال تخریب است.
مسلماً در دیگر نقاط شهر هم مشابه این تخریبهای غیرضروری وجود دارد و ارادهای هم برای پایان بخشیدن به این روند نادرست وجود ندارد.

بازدید:۱۸۴۱
