شهرداری نه برای کرباسچی خوش یمن بود، نه برای قالیباف
قالیباف به روزهای پایانی کارش نزدیک میشود. مردی که حدود یک دهه بر صندلی سازمانی پولدار و قدرتمند تکیه زده بود، با کارنامهای پرسؤال آنجا را ترک خواهد کرد.
* ورود ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی به پرونده شهرداری و تحقیق و تفحص مجلس از شهرداری تهران، از آیندهای مبهم و غیرمنتظره برای محمدباقر قالیباف خبر میدهد.
* شهرداری تهران هرقدر برای محمود احمدینژاد خوشیمن بود، برای قالیباف و کرباسچی اقبالی در بر نداشت.
* اگر این دومینوی حسابکشی از شهرداری تهران جدی و مستمر ادامه بیابد، بعید است آینده خوشایندی در انتظار قالیباف باشد. کرباسچی از سیاست به کارهای اجرائی روی آورد، قالیباف برعکس سودای سیاست در سر دارد و آن را از طریق تصدی کارهای اجرائی و مدیریتی دنبال میکند.
*اگر با تسامح بپذیریم تهرانِ امروز را کرباسچی و قالیباف ساختهاند، میتوانیم این گفته دیوید هاروی را اینگونه بهعاریت بگیریم که آنها تهران را ساختند و تهران آنها را ساخت. شهری پرتناقض که آدمهای پرتناقض خلق کرد. این تناقض اگر در کرباسچی نمود ظاهری نداشت، در قالیباف نمود ظاهری نیز دارد.
* قالیباف بیشتر ژست تکنوکراتها را دارد، هم در گفتار و هم در کردار. اما جایگاه سیاسیاش در تضادی آشکار با این نمود است.
* ما شهرها را میسازیم و شهرها ما را میسازند. اما تهران دیگر یک شهر نیست و هیولایی شده که خدمتگزارانش را نیز بیمحابا میبلعد. هیولایی با محتوایی مخوف و زیباییهای فریبنده. حکمرانی بر این هیولا، با اختیارات گسترده و درآمدی که از راههای بیشمار میتوان کسب و دلبخواه هزینه کرد، با مجوزهایی که فرمانِ بشود و نشود صادر میکنند، و در یک کلام با دردستداشتن عقال این هیولا، شهردار را در جایگاهی بالاتر از مدیر اجرائی قرار میدهد. او، هم میتواند سیاستساز باشد و هم در سیاست نقشآفرینی کند. اگر دوری شهردار به یک جناح سیاسی الزاما به تضعیف آن جناح نینجامد، اما نزدیکیاش به یک جناح، قطعا موجب تقویت بنیههای آن میشود.
* اینک ماشین شهرداری خارج از مسیر واقعی خودش به پایان نزدیک میشود. ماشینی هیولاوش که بیم آن میرود قالیباف را نیز چون کرباسچی، قبل از رسیدن به خط پایان با نادیدهانگاشتن زحمات و خدمات بیشمارش، ببلعد./خبرآنلاین
بازدید:۵۹۳