مدیرکل دفترتوسعه مهندسی :
لزوم همپوشانی میانرشتهای بین متخصصان HSE و مهندسان
مدیر کل دفتر توسعه مهندسی ساختمان وزارت راه و شهرسازی با بیان اینکه در اکثر کارگاههای ساختمانی، الزامات ایمنی رعایت نمیشود گفت: «مالکان و دستاندرکاران باید توجه کنند که صرف هزینه برای تامین ایمنی بسیار ضروری و لازم است و یک هزینه زائد نیست.»

بحث ایمنی در دوره ساخت و دوره بهره برداری از چه اهمیتی برخوردار است و آیا قوانین و ضوابط موجود در این بخش پاسخگوی نیازها است؟ در این زمینه راه اندازی کمپین «کارگاه ایمن، ساختمان ایمن» تا چه حد می تواند مفید و موثر باشد؟
بحث ایمنی در صنعت ساختمان در دو بخش مورد توجه قرار میگیرد؛ اول ایمنی در فرآیند احداث ساختمان و دوم ایمنی در زمان بهرهبرداری. در فرآیند احداث ساختمان ایمن که موضوع کمپین «کارگاه ایمن، ساختمان ایمن» است، امروزه مفاهیم و مباحث بسیار گسترده است. پایه این موضوع را اگر HSE یعنی بهداشت، ایمنی و حفظ محیطزیست در نظر بگیریم؛ در بحث مهندسی ساختمان دامنه بسیار وسیعی پیدا کرده است.
امروزه حتی در زمان طراحی ساختمان یعنی طراحی معماری، محاسبات سازه و محاسبات تاسیسات مکانیکی، میتوان نقش و تاثیر این طراحی را در ایمنی مدنظر قرار داد و از همین مرحله برای تامین ایمنی کارگاههای ساختمانی برنامهریزی و پیشبینی کرد.
اگرچه در کشور ما بحث خودایمنی بیشتر مدنظر قرار میگیرد، اما در دل ایمنی حتما باید بحث بهداشت کار را در نظر بگیریم و در کنار آن حفظ محیطزیست را هم به عنوان یک دغدغه جدی در مهندسی ساختمان مدنظر قرار دهیم. در این خصوص خوشبختانه منابع و الزامات کافی وجود دارد و کمبود قانون نداریم. گرچه ممکن است به طور کلی ضوابط ما در بخش ایمنی HSE نیاز به رفع نقص، تکمیل، هماهنگ کردن با الزامات روز، رفع بعضی تناقضات و برخی کمبودها داشته باشد، اما بهطور کلی الزامات لازمالاجرا به اندازه کافی وجود دارد و آنچه در بخش ساختمان ضعیف است، اجرای این ضوابط و مقررات است.
هم اکنون نقش برخی از ضوابط موجود به این شکل تبدیل شده که حادثهای رخ میدهد و بعد از وقوع حادثه، از آن برای بررسی علل و عوامل وقوع حادثه استفاده می شود که کدام بند و کدام ماده از این ضوابط لازمالاجرا، اجرایی نشده که این حادثه بهوجود آمده است.
ما در این خصوص الزامات لازم را از دو منشأ قانونی داریم. بخش اول که ویژه مهندسی ساختمان است، از قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان، در چارچوب مقررات ملی ساختمان نشأت میگیرد و این موضوع اهمیت بسیاری دارد.
درواقع تامین ایمنی جزو حقوق اساسی همه شهروندان و ازجمله کسانی است که به نحوی با کارگاههای ساختمانی ارتباط دارند و یا در مجاورت آنها عبورومرور، زندگی و کار میکنند و در تمام مقررات ساختمانی در دنیا بخش ویژهای برای ایمنی در نظر گرفته میشود. در کشور ما هم در مبحث12 مقررات ملی ساختمان، به طور ویژه، مبحثی به این موضوع خاص اختصاص یافته و در مبحث 20 هم در بخش علائم و تابلوها، الزامات دیگری برای تامین ایمنی کارگاهها وجود دارد و ضوابط دیگری که منبعث از آن است. مثلا در بخش گودبرداریها ضوابطی در مبحث 7 مقررات ملی ساختمان موجود است.
درمجموع بخشی از الزامات ایمنی در مقررات ملی ساختمان وجود دارد که در چارچوب قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان لازمالاجراست. بخش دیگر منبعث از قانون کار است و براساس ماده 85 قانون کار که از یک سو ضوابط و الزامات حفاظتی و از سوی دیگر ضوابط و الزامات بهداشتی را معین میکند، آئیننامههای حفاظتی توسط وزارت کار و رفاه اجتماعی الزامی شده و از سالیان قبل هم وجود دارد و بازنگری میشود. این آئیننامههای حفاظتی به استناد قانون کار لازمالاجراست. همچنین آئیننامههایی که توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در بخش بهداشت ارائه میشود.
در مجموعه این ضوابط، الزامات زیستمحیطی و توجه به حفظ محیطزیست در فرآیند کارگاه ساختمانی پیشبینی شده است. بنابراین ما از نظر جایگاه و ضابطه و قانون کمبودی نداریم. هرچند شاید این ضوابط از نظر محتوای فنی، کمبود و نواقصی داشته باشند و باید به روز شوند و تعارضاتی داشته باشند که برطرف و تکمیل آنها لازم باشد، اما اینکه گفته شود الزامات قانونی نداریم، نادرست است. مسئله بسیار مهم و قابل توجه این است که همه این ضوابط و الزامات، جایگاه خود را در عمل و اجرا پیدا کنند و به طور کامل به مرحله عمل و اجرا برسند. نکته کلیدی و تعیینکننده، اجرای این قوانین و مقررات است.
آیا به این ضوابط و مقررات عمل می شود؟ به طور کلی وضعیت ایمنی در کارگاههای ساختمانی را به چه ترتیب میبینید و آیا میتوانید راهکارهایی را برای افزایش ایمنی ارائه کنید؟
درمجموع به عنوان یک حرفهمند در بخش مهندسی ساختمان، از وضعیت ایمنی در کل کارگاههای ساختمانی نمیتوانم اعلام رضایت کنم. البته در برخی کارگاههای خاص به این موضوع بسیار توجه دارند و مسئولان و مدیران و بخش مهندسی آن گاهی بسیار و گاهی تاحدودی این ضوابط و مقررات را رعایت میکنند. اما اگر به طور عام نگاه کنیم، در حین گذر از خیابانها و شهرها، با نگاهی تصادفی به کارگاههای ساختمانی، متاسفانه میبینیم در اکثر این کارگاهها الزامات ایمنی رعایت نمیشود. در این بخش براساس آسیبشناسیهای انجام شده، دامنه وسیعی از این علل و عوامل وجود دارد.
بحث اول مربوط به ضعف فرهنگ ایمنی در کل مباحث فرهنگی ماست. غالبا در کشور ما اکثر مردم با مقوله ایمنی به عنوان یک مسئله لوکس، تزئینی و غیرضروری برخورد میکنند. نمونههای متعددی در زندگی معمول میتوانیم نام ببریم که از بارزترین آنها شیوه رانندگی ما و یا حتی بی توجهی به سلامت جسم خودمان است که به ندرت آزمایشات لازم برای اطمینان از تندرستی را انجام می دهیم، تا زمانی که مشکلی پیش نیاید. بنابراین اولین گام ارتقای فرهنگ عمومی نسبت به ایمنی، به خصوص در بخش ساختمان است و توجه دادن مالکان و دستاندرکاران به اینکه هزینه ایمنی درواقع یک هزینه بسیار ضروری و لازم است و یک هزینه لوکس و زائد نیست. چراکه قطع عضو یک رهگذر، کارگر، همسایه و یا مرگ وی در نتیجه عدم رعایت ایمنی که ممکن است عدم تامین ایمنی حاصل شود، هرگز و با هیچ ترتیبی قابل جبران نیست. بنابراین صرف هزینه برای تامین ایمنی، بسیار ضروری است و باید حتی قبل از هزینههای خود ساختمان و خرید مصالح ساختمانی هزینه برای تامین ایمنی در نظر گرفته شود. بنابراین نیاز داریم که یک باور عمومی را در بین دستاندرکاران ساختوساز، به خصوص کارفرمایان و مالکان درباره اهمیت ایمنی ایجاد کنیم که رسانههای تخصصی مثل «صما» میتوانند در این حوزه مفید عمل کنند.
نکته دوم بحث آموزشهای تخصصی است. حوزه ایمنی و بحث مهندسی ساختمان هر یک حوزه تخصصی خود را دارد. بحث HSE یک بحث میانرشتهای، یعنی ترکیبی از دانش HSE محض یا عمومی و دانش مهندسی ساختمان است. اینها حتما باید اندرکنشی باهم داشته باشد و به صورت میانرشتهای مدنظر قرار بگیرد. متخصصان HSE به تنهایی میتوانند مباحث ایمنی در مهندسی ساختمان را به طور کامل پوشش دهند؛ مواردی از قبیل نیلینگ، گودبرداری و... همه مباحث تخصصی و فنی است که با مباحث ایمنی عجین شده و جدا از هم نیست. همچنین مهندسان ساختمان آموزش قبلی درباره برآورد ریسک عملیات ساختمانی و همین طور پیشبینیهای لازم برای حذف آنها را ندارند. این همپوشانی میانرشتهای باید انجام شود و متخصصان HSE ساختمان، باید اشخاص دارای صلاحیتی باشند که هم بتوانند ریسکها را تشخیص دهند و هم بحث فنی موضوع را بشناسند و هم روشهای پیشگیری را بدانند. این بخش هم باید تقویت شود و در این راستا قرار بگیرد.
بحث سوم، نهادهای متولی است. ما درحدود 17 و حتی گاهی 18نهاد مختلف داریم که به نحوی در ایمنی ساختوساز دخیلند و شاید گاهی اوقات در زمانی که بحث برنامهریزی و بحث الزامات پیش میآید، خیلی از این نهادها آن را حوزه ویژه خودشان قلمداد میکنند، اما درصورت وقوع حادثه، طبعا هیچ یک از نهادها حاضر نیستند که مسئولیت حادثه را بپذیرند. در بین این نهادهای مختلف هم باید یکپارچگی صورت بگیرد و این یکپارچگی، یک نهاد متولی ایجاد کند. حالا این نهاد و متولی میتواند یکی از دستگاههای اجرایی یا نهادهای عمومی و یا یک ترکیبی از اینها به صورت یک ستاد باشد.
عامل چهارمی که میتوانیم مطرح کنیم، بحث جلوگیری از دخالت افراد فاقد صلاحیت در عرصه ساختوساز است. در سالهای اخیر، چالش عمدهای را درخصوص اجرای ساختمان توسط اشخاص فاقد صلاحیت داشتهایم. این یک امر قطعی و منطقی و قانونی است که عملیات ساختمانی باید توسط اشخاص دارای صلاحیت انجام شود. بارها گفتهام به هیچ فردی اجازه نمیدهند که فرزند خود را به دلیل اینکه ولیّ اوست، عمل جراحی کند. اما همین فرد به صرف اینکه مالک یک زمینی است، اختیار پیدا میکند که در آنجا به هر روش ممکن ساختوساز کند. با این تفاوت که اگر آسیب آن عمل جراحی توسط شخص فاقد صلاحیت به فرزند خودش میرسد، در اینجا دخالت فرد فاقد صلاحیت در اجرای ساختمان شاید به دهها و صدها نفری برسد که در آینده از آن ساختمان بهرهبرداری میکنند و این فرد هم به عنوان سازنده آن ساختمان شناخته نمیشود، چون هویت وی در جایی ثبت نمیشود. این فرد در طول سالهای متعدد مسبب زیانهای بسیار برای صدها نفر است و به یک نفر ختم نمیشود.
از طرفی هیچ محکمهای وکیلی را نمیپذیرد، غیر از وکیل دارای صلاحیت که پروانه وکالت از مرجع ذیربط دارد و وکیل دادگستری است. حتی اگر فردی بخواهد وکالت فرزند و یا برادر خود را در دادگاه بپذیرد و دفاع کند، ممکن نیست. اما همین وکیل اجازه پیدا میکند که در یک امر حرفهای و بسیار تخصصی مثل ساختمان با آیتمهای مختلف دخالت کند. در این خصوص ما چالشهای متعددی را در حرفه ساختمان داشته و داریم.
هرچند در لزوم ساخت وساز توسط افراد دارای صلاحیت تردیدی نیست، اما شیوه عمل و اجرا و رفتار برخی از مجریان ساختمانی در سالهای اخیر که متاسفانه وظایف خود را به درستی انجام ندادهاند، موجب شده تا برخی مسئولان و نهادها حکم به تعطیل این قضیه دهند. در حالی که اگر فردی خطایی میکند، آن فرد خطاکار را باید آموزش داد و هدایت و راهنمایی و توجیه کرد و اگر بعد از آن هم بر عملکرد خطای خود اصرار داشت، مجازاتش کرد. نمیشود که به خاطر یک فرد یا چند فرد که صوریکاری کرده و وظیفه خود را به درستی انجام ندادهاند، اصل قضیه را نادیده گرفت و باید مشکل را از ریشه حل کرد.
اجرای عملیات ساختمانی توسط افراد دارای صلاحیت، یک امر تخصصی و بسیار مهم است و به موجب کاهش هزینههای بهرهبرداری، ارتقای کیفیت و موارد متعدد دیگر، ضرورت دارد و عقل و قانون و منطق آن را حکم میکند. منتهی در اینجا هم باز مشکل به نحوه اجرا برمیگردد که بعضی مخالفتها را چه در میان مسئولان مختلف و چه در میان شهروندانی که باید از این خدمات استفاده کنند، برمیانگیزد و بعدها منجر به طرح دعاوی در دیوان عدالت میشود که درواقع تضادی در چگونگی اجرای موضوع پیش میآید.
پس ما باید تلاش کنیم تا در عین اینکه اجرای ساختمان توسط پیمانکاران دارای صلاحیت انجام شود، به طور کلی اخلاق حرفهای را در بخش ساختوساز ارتقا دهیم و تلاش کنیم که همکاران ما هم وظایف و تکالیف خود را به طور کامل و درست انجام دهند که جایی برای اعتراض به ماهیت این موضوع باقی نماند. طبیعتا وقتی ساختوساز به دست افراد دارای صلاحیت انجام شود، آنها هم آموزشهای لازم را درباره مسائل HSE طی میکنند و یا مستقیما از طریق خود یا توسط متخصصان HSE موظفند که ایمنی کارگاه را تامین کنند و در این موضوع هم مناسب میدانیم که نتایج مثبتی را به دست بیاوریم. لذا عمده دلایل که مشکلات اجرایی را به وجود میآورد، در این چند مورد خلاصه شده، اما در یک مطالعه وسیعتر علل و عوامل بیشتری وجود دارد. مثلا یکپارچه شدن مدارک فنی و وجود راهنماییها و آموزشهای مستمر مفید، نه اینکه به عبارتی کلاسهایی برگزار شود که جنبه بازاری و مالی داشته باشد. همه کلاسها باید عملی و اجرایی و متناسب با وظایف و مسئولیتهای موجود در این حیطه باشد.
هزینه ایمنی در صنعت ساختمان چگونه باید تامین شود؟ آیا در پروژه های بزرگ ردیف بودجه خاصی برای ایمنی و روش های تامین آن دیده شده است؟
قطعا باید برای ایمنی ساختمان هزینه شود و این هزینه زائد و لوکس و اضافی نیست. اگر در حوادث ساختمانی، چند انسان بمیرند و یا آسیب ببینند و یا اموال افراد از بین برود، با هیچ رقمی قابل جبران نیست. چون حتی در خسارت مالی که توسط دادگاه یک قیمت کارشناسی برای جبران خسارت مشخص میشود، پرداخت این مبلغ نمیتواند آرامش و آسایش و وقت از دست رفته و روح و روان آسیبدیده و مشکلات آن فرد را به دلیل پیدا کردن خانه مناسب و سکونت موقت جبران کند. لذا هزینههای پنهانی هم در این بخش وجود دارد که نمیتوان جبران کرد.
هزینههای حوادث ساختمانی را به کوه یخ تشبیه میکنند که قسمت کوچکی از آن در بالای آب است و دیده میشود و قسمت عمده و اساسی این هزینهها پنهان از چشم است. پس بهتر است در ابتدا هزینهای صرف کنیم که این اتفاقات رخ ندهد. این فرهنگ باید جا بیفتد که هزینه ایمنی جزو ضروریات اجتنابناپذیر است و همین طور کارگران، مهندسان، کاردانها، انبوهسازان و دستاندرکاران دخیل در ساختوساز بدون داشتن کلاه ایمنی، کفش و لباس ایمنی نباید داخل کارگاه بروند. در وهله اول برای حفظ ایمنی جان خود، مهندسان و انبوهسازان باید از خود شروع کنند و با پوشش ایمن داخل کارگاه بروند؛ چون کاردانها و کارگران از مهندس تبعیت میکنند.
حوادث بسیاری داریم که تیرآهن روی پای مهندس افتاده و وی مدتها گرفتار درد و درمان شده است. پس مهندس اول باید برای حفظ ایمنی خود و دوم برای فرهنگسازی در کارگاهها الزامات ایمنی را رعایت کند. بعد هم به کارگران توضیح دهد و درخواست کند. چون بهترین آموزش، آموزش چهره به چهره و عملیاتی است.
بسیاری از حوادث را اگر مطالعه کنید، میبینید مالکی که حاضر نشده هزینه اندکی را برای تامین ایمنی بپردازد، هزینههای بسیار سنگینی را به دلیل عدم رعایت ایمنی پرداخته است.
هزینه ایمنی بسته به نوع ساختوساز و نوع عملیات ساختمانی متفاوت است، ولی قطعا بخش بسیار اندکی از هزینه ساختوساز را شامل میشود و هزینه تاثیرگذاری روی افزایش قیمت سرمایهگذاری و پروژه ساختمانی ندارد. اما نتایج بسیار مفیدی برای مالکان، مهندسان، دستاندرکاران و تمام افراد شاغل و دخیل در پروژه به همراه دارد.
وقتی مالکی به دادسرا احضار و بازداشت میشود و یا مهندس ناظر یا مجری و پیمانکار مورد بازخواست قرار میگیرد، تنشها و فشارهای روحی و روانی و اضطراب ناشی از آن قابل تعمیم به هزینه نیست در حالی که با یک هزینه ابتدایی کار به این مراحل نمیرسد.
وقوع هر حادثهای به هر شدتی موجب تعطیلی کارگاه میشود و حتی برخی پروژهها به دلیل حادثه سالها تعطیل میشود و چه بسا دیگر ادامه نیابد. هر هزینهای از تعطیلی کارگاهها، به پروژه تحمیل میشود. پس وقتی این هزینه را میتوانیم با هزینه کمتری جبران کنیم، چرا این کار را نکنیم.
بحث بیشتر بحث فرهنگی و اعتقاد و باور عمومی به ضرورت تامین ایمنی است و همه بخشهای دستاندرکار در صنعت ساختمان باید به روشهای انگیزشی در ارتقای باور عمومی توجه کنند. مثلا در کارگاه ساختمانی برای رعایت ایمنی توسط پرسنل، پاداش نقدی یا معنوی گذاشته شود و به صورت نامحسوس کنترل شود. باید از راهکارهای جامعهشناسی، روانشناسی، فنی در حرفه مهندسی استفاده کنیم و باور عمومی را به ایمنی ارتقا ببخشیم.
بازدید:۷۴۴
منبع: صما