درسهایی از واقعه جانگداز پلاسکو
براستی چرا دچار چنین معضلاتی شده ایم وچرا علیرغم این همه تلاش و سخت کوشی وحسن نیت مردم ما کماکان گرفتار این فجایع هستند،
سازه نیوز- تورج پرچمی :آتش سوزی در ساختمان پلاسکو از وقایع دردناک امسال بوده که موجب تالم ملی شدومی تواند منشا تغییراتی در نحوه نگرش برخی شهروندان به رخدادهای اجتماعی شود .
در واقع این حادثه نمونه کوچکی از رخدادهای دهشتناک پیرامون ماست و برخی تلفات بزرگتر متاسفانه مورد غفلت واقع می گردداز جمله تلفات سنگین کارگران ساختمانی در کارگاههای مختلف که سالانه بیش از هزارنفر است وهزاران نفر تلفات سوانح رانندگی که مارا رکورددار بین المللی نموده است .
براستی چرا دچار چنین معضلاتی شده ایم وچرا علیرغم این همه تلاش و سخت کوشی وحسن نیت مردم ما کماکان گرفتار این فجایع هستند،پاسخ این پرسش خیلی دشوارنیست ودر میان این همه برنامه ریزی و تلاش متاسفانه حلقه های مفقوده مهمی وجوددارد که وقوع چنین رخدادهایی را ناگزیر می نماید.
اولین اقدام در بررسی هر حادثه شناسایی عوامل موثر اساسی است در بررسی فاجعه مذکور ما دوباره با نقش عامل مهم و تاثیرگذاری بنام سازمان مواجه هستیم .
سازمانها امروزه نقش اساسی در وقایع خوب وبد جهان امروزی دارند وشامل بنگاههای عظیم اقتصادی ،اجتماعی ،دولتی و غیردولتی تا کوچکترین واحدهای فعال در عرصه زندگی امروزی هستند سازمانها به مرور زمان عهده داروظایف متعددی شده اند و همه ما در طول حیات در گیر فعالیت های آنها هستیم .
درحادثه پلاسکو ساختمان و مجموعه فعال درآن به مثابه یک سازمان دارای تشکیلات دارای اهداف معین و عهده دار وظایف متعددی بوده است و شهرداری ،آتش نشانی ،اورژانس وبعضی دستگاههای دیگر نیز عهده دار وظایف خدماتی مرتبط با ایمنی و نگهداری میباشند بدیهی است بنا به تعاریف ابتدایی برای ریشه یابی مشکل باید دنبال اقدامات سازمانهای ذکرشده باشیم ولی قبل از آن بهتراست برای شناسایی وارزیابی سازمانها هم گامی برداریم.
سال ۱۹۶۰ دانشمندی بنام مایلز در مورد سلامت سازمانی مطالبی منتشر نمود و با ارایه تعاریفی مشخصات سازمانهای سالم که قادر به انجام وظایف خود بوده و دارای محیط مناسب برای کارکنان جهت انجام وظیفه و رشد و خلاقیت باشندرا برشمرد متاسفانه نگارنده مطلب علیرغم سی سال فعالیت مدیریتی در سازمانهای متعدد هنوز موفق به یافتن سازمانی در حوزه مشاهدات خود که لااقل نیمی از مولفه های لازم برای سازمان سالم را داشته باشدنگردیده ام و از آن بدتر اینکه حتی تمایل برای حرکت واقعی دراین راستا هم مشاهده نمی گردد.
لذا از این روست که تلاشها و هزینه های ما عمدتا به ثمر نمی نشیندو به مصداق مثل خفته را خفته کی کند بیدار سازمان بیمار کی تواند وظایف معمولی خود را بدرستی انجام دهد چه برسد به آنکه مانند بعضی شرکتهای پیشروکه هرروز خبری از ابداعات و افتخارات آنان منتشر می گرددو متاسفانه ما علیرغم داشتن فرهنگ غنی ودینی سرشار ازمعارف روحبخش گرفتار ناتوانی سازمانهای بیمارمان هستیم .در مقاله بعد ابعاد بیماری سازمان ها و نحوه درمان و برونرفت از این وضعیت را تقدیم می نمایم.
*کارشناس ارشد مدیریت
بازدید:۱۰۲۲
کاملا درست عنوان شده.سازمانها نیاز به بازطراحی دارند.
عالی.درودبرشما
