کد خبر: ۳۴۴۹۴
تاریخ انتشار: ۱۰:۱۹ - ۲۳ فروردين ۱۳۹۶ 12 April 2017

اهواز؛ شهري به وسعت يك جهان

شهري كه با همه رنج ها و غصه هايش؛ بهتر از هر نسخه پزشكي، حالمان را خوب مي كند.
محمد مالی

*محمد مالي : مكان ها الزاما هويت بخش نيستند لاجرم نمي توان نقش وجودي مكان را در تكامل هويت انكار كرد.
هتل قو و سراي معين التجار در اواسط قرن گذشته، پل سفيد و سياه و بازار عبدالحميد در ابتداي قرن حاضر، باغ معين و فرش گل هاي زيباي اين منطقه در دهه بيست، آتيشا در همان سال ها، كتابفروشي رجبعلي بوستان در دهه سي، مسجد خيري در دهه پنجاه، بساط كتاب مجيد زماني اصل و مرحوم آرش باران پور، رستوران ريور سايد مرحوم سهراب عبداللهي، آش عزيز، نوشابه فروشي علي تگري،سينما سعدي در كمپلوي دهه بيست و منبع سيماني كه هنوز هم از نمادهاي اين محله ديرپاست، كلوپ شنا در دهه سي، زمين هاي فوتبال لشگرآباد و آخر اسفالت و ميدان بلوكي در فاز ٣ كوروش و مرحوم شوشتري پور در دهه شصت،  كانون پرورش فكري جوانان در منطقه چهارصد دستگاه، صخره هاي در آب فرو رفته عامري، بازار كيان، چاپخانه پرتو در دهه چهل و سي، سينما مولن روژ در دهه چهل عامري و سينما دنيا در پاساژ عياري دهه چهل، و حالا فلافل لشگرآباد، دكه باشو، قليان طعم نعناي دايي حبيب، دفاتر مطبوعاتي محمد حزبايي و عيدي محمد هاشمي در دهه هفتاد، رضا چاچاي سفر كرده و چه و چه... اين ها سرمايه ها، دلخوشي ها و بضاعت ديروز و امروز و شايد فرداي اهواز هستند.
تاريخ پيش از آن كه به سنتي مداوم تبديل شود، يك مكتب است، بايد درس گرفت در محضرش، درس داد و البته قضاوت شد و حساب پس داد.
پاتوق ها يا مكان هاي هويت بخش، اين كاربست را به دوش مي كشند.
آدم ها در اين مكان ها قد مي كشند، درونياتشان از پشت نقابي كه به استخدام آورده اند پرتاب مي شود بيرون، كوچك مي شوند، جوانمرگ شده و پير مي شوند گاهي، غم مي بينند، دلخوش و سرخوش مي شوند، دل مي بندند ناگزيرانه و گاه دست مي كشند و مي برند و در همه اين رخدادها اين مكان ها هستند كه برجا و باقي مي مانند.
اهواز امروز هم با همه وسعتي كه در ظاهر يافته، با همه تراكم جمعيتي كه برساخته، همان است كه بود، شهر شرجي زده شب بيدار. شهر عاشقانه هاي پايدار، شهر آسفالت هاي داغ، ديوارهاي نمور، درخت هاي نخل و كهور و حتي اگر هزار سال ديگر هم بگذرد شهر همسايه هاي احمد محمود، شهر قصه هاي آخر اسفالت خسرو پي آفرين، شهر عدنان غريفي، شهر تازه نفس هاي كيانوش عياري، شهر دونده امير نادري، شهر اندكي سايه احمد بيگدلي، شهر چند روايت معتبر مصطفي مستور، شهر ستون راوي نور خوزستان و حاج سردار، شهر تك بيت هاي بهمن ساكي و غزل هاي علي ياري. شهر شهرها، شهر علي هاشمي. شهر علي بن مهزيار.
شهر همه ما، همان اندازه شهر حبيب باوي ساجد و حميد آل حمودي و قاسم آل كثير كه شهر شهريار آرين نژاد و مجتبي گهستوني و محمود رحماني است...
شهري كه با همه رنج ها و غصه هايش؛ بهتر از هر نسخه پزشكي، حالمان را خوب مي كند.
*نویسنده


بازدید:۶۳۰
captcha