کد خبر: ۳۷۲۸۲
تاریخ انتشار: ۰۸:۴۲ - ۰۷ شهريور ۱۳۹۶ 29 August 2017
مصاحبه با دکتر محسن وطنخواهی

ناگفته های نامزد پیشنهادی شهرداری اهواز

چند ماهی است نمایندگان محترم مردم در پنجمین دوره شورای اسلامی شهر اهواز، مشغول بررسی و انتخاب شهردار آینده اهواز میباشند و با شاخص گزاری از بین دهها گزینه مطرح شده، به تعداد محدودی رسیده اند، یکی از این افراد دکتر محسن وطنحواهی است. جهت آشنایی بیشتر مردم با رزومه، تفکرات و برنامه های وی با ایشان مصاحبه ای شده که در زیر میخوانید.

با سلام خدمت شما جناب آقای دکتر محسن وطنخواهی برای شروع لطفا مختصری از بیوگرافی و سوابق شغلی خود بیان کنید.
من در سال 1347 در اهواز متولد شدم. خانه ما در محدوده خیابان کمپانی بود و ما جز بچه های مسجد حضرت موسی ابن جعفر (ع) بودیم. شرایط خانوادگی من بگونه ای است که تقریبا با همه اقوام موجود در اهواز نسبت و ارتباط دارم چه نسبی و چه سببی.
تا پایان تحصیلات دبیرستان اهواز زندگی کردم. بعد دانشگاه قبول شدم. دوره لیسانس را در دانشگاه تبریز گذراندم. بعد به اهواز برگشتم و در سال 1371 در سازمان اتوبوسرانی اهواز مشغول بکار شدم. دو ماه بعد از شروع کارم به سمت مشاوری رییس سازمان و بعد از آن مدیر دفتر مطالعات منصوب شدم. همچنین بعنوان اولین دبیر شورای ترافیک استان انتخاب شدم داشتم که بعد برای تحصیل در مقطع دکتری در سال 1377 از سازمان اتوبوسرانی جدا شدم. کمی بعد بورسیه دانشگاه آزاد برای تحصیل در مقطع دکتری را اخذ کردم و به عنوان هئیت علمی گروه شهرسازی دانشگاه آزاد اسلامی اهواز به استخدام دانشگاه درآمدم. همزمان در استانداری تهران مشغول بکار شدم. آنجا بعنوان معاون مدیرکل دفتر فنی استانداری تهران و جانشین مدیرکل مشغول بکار شدم. به طبع جایگاه اداری در آنجا در خیلی کمیسون ها و کارگروه ها عضو بودم. همچنین برای شش سال از سال های 1378 تا 1384 دبیر شورای ترافیک شهرهای استان تهران بودم.
پس از آن در سال 1387 به دعوت شهردار وقت به اهواز برگشتم و بعنوان معاون حمل و نقل و ترافیک شهرداری اهواز مشغول بکار شدم. یک سال بعد بنا به ملاحظاتی دوباره به تهران برگشتم و در وزارت مسکن و شهرسازی مشغول بکار شدم. ابتدا بعنوان مشاور معاون وزیر و بعد از سال 1388 بعنوان مدیرکل دفتر طرح های  کالبدی وزارت خانه منصوب شدم. بعد از آن با ادغام وزارت راه و مسکن و تجمیع برخی معاونت ها در وزارت خانه دفتر طرح های کالبدی با دبیرخانه شورای عالی شهرسازی و معماری ادغام شد و من در سال 1390به سمت مدیرکل دبیرخانه شورای عالی معماری و شهرسازی و دفتر طرح های کالبدی به کار خودم ادامه دادم. در سال 1392 به سمت مدیرکل پیمان ، مشارکت و سرمایه گذاری شرکت مادرتخصصی شهرهای جدید منصوب شدم که تا اواخر سال 1394در آن سازمان مشغول خدمت بودم و پس از آن تا به امروز در شرکت شهر جدید پرند بعنوان عضو هیئت مدیره و عضو مرتبط معاونت های شهرسازی و معماری و سرمایه گذاری مشغول بکار هستم.
همزمان در تمام این سالها بدون وقفه مشغول به تدریس شهرسازی در مقاطع مختف از کارشناسی تا دکتری در دانشگاه های کشور بوده ام. بجز دانشگاه اهواز، در دانشگاه های آزاد تهران واحد مرکزی، تربیت مدرس و جاهای دیگر تدریس داشتم.

جناب دکتر عملکرد خود را در یک سالی که در معاونت حمل و نقل و ترافیک اهواز مشغول بخدمت بودید چطور ارزیابی می کنید و مهمترین دستاور خود را چه می دانید؟

اصلاح ساختار سازمانی مهمترین وظیفه ای بود که من در معاونت حمل و نقل و ترافیک شهرداری اهواز در اولویت قرار دادم و فکر می کنم نتایج و تاثیرات آن همچنان ملموس است.

این کار را چطور انجام دادید؟

آنهایی که با دانش ترافیک آشنایی دارند می دانند کاری بشدت تخصصی و حساس است که نیازمند کارشناسان متخصص و متبحر این رشته است. چیزی که تا آن زمان تقریبا در سازمان وجود نداشت. در آن سالها ما موفق شدیم از طریق فراخوان تعدادی جوان با تحصیلات عالیه مرتبط در سیستم جذب کنیم و در عین حال قسمتی از بدنه کارشناسی ناهماهنگ و ناکارآمد را به قسمت های دیگری منتقل کنم که البته کار ساده ای نبود و بعضا با مقاومت هایی بسیار فراتر از آنچه انتظار می رفت مواجه شدیم ولی به یاری خدا انجام شد و همین اصلاح ساختار نیروی انسانی و حذف نیروهای ناکارآمد مهمترین دستاورد بنده بود.
همچنین آن نیروهای جوان در آن زمان اولا توانستند جایگاه معاونت ترافیک را در سطح شهر ارتقا دهند بشکلی که معاونت ترافیک از یک سازمان کمتر مورد توجه امروز جایگاهی در شهرداری اهواز دارد که تقریبا هیچ کار اساسی بدون هماهنگی و استعلام از معاونت حمل و نقل صورت نمی گیرد.
در آن سالها هم با توجه به کمبود منابع و امکانات ، با تکیه بر توان همین نیروها بسیاری کارها نظیر طراحی و اجرای اصلاح هندسی تقاطع های ترافیکی با امکانات سازمان و اراده همین بچه ها انجام شد. کارهایی که علی القاعده باید با مطالعات مهندس مشاور و اجرای پیمانکار با صرف هزینه های زیاد انجام می شد تقریبا در آن زمان مجانی صورت می گرفت ولی مزیت بزرگ آن تنها صرفه جویی نبود. این کار در عین حال آموزش نیروی انسانی هم بود. ضمن آنکه کار آن نیروها هم دیده می شد و این انگیزه برای خدمت رسانی را نیز در بدنه نیروی انسانی زنده نگاه می داشت.

 چه شد که به تهران برگشتید؟
من یک فلسفه ای در کار حرفه ای خود دارم. آنجایی که بیش از این نمی توانی خدمت کنی، کمترین خدمت این است که آنجا را ترک کنی.
 بعد که به تهران رفتید در وزارت خانه و در دفتر طرح های کالبدی مشغول بکار شدید؟  لطفا کمی در خصوص آن سازمان توضیح دهید
دفتر طرح های کالبدی وظیفه چارچوب گذاری ، تدوین ضوابط، دستورالعمل ها و تدوین شرح خدمات تهیه کلیه طرح های شهری اعم از طرح های جامع و تفصیلی است. این طرح ها در شهرها توسط مهندسین مشاور براساس این دستور العمل ها تهیه می شود و مجددا در این دفتر کنترل فنی و ارزیابی می شود و در صورت تایید ، به تصویب شورای عالی معماری و شهرسازی می رسد و به شهرداری ها ابلاغ می شود.

یعنی بواسطه آن مسئولیت با چالش ها و برنامه های جامع اکثر شهرهای کشورآشنا گردیدید ؟
بله، تجربیات بسیار خوبی به دست آمد.

پس باید آنجا با طرح جامع اهواز هم مواجه بوده باشید؟ از آن طرح چه خبر؟ سرانجامش چه شد؟


از همان اول قرارداد طرح جامع به خوبی منعقد نشد. رقم قرارداد بشدت نازل بود. اراده کافی هم در استان برای انجام آن وجد نداشت. تدوین طرح جامع نیازمند هماهنگی و همکاری بین بخشی تمام دستگاه های ذی ربط است. از طرف طرح جامع همانقدر که می تواند برای مدیران شهری متخصص مفید فایده باشد احکام آن که لازم الاجرا هستند برای مدیریت غیرمتخصص و سلیقه ای، دست و پا گیر است. اگر سیستم به فساد هم آلوده باشد یا از منابع درآمدی ناپایداری مثل شهرفروشی ارتزاق کند، ترجیح می دهد طرح جامع تصویب نشود.

جناب دکتر وطنخواهی شما مهمترین چالش ها و اولویت های کاری مدیریت آینده شهر اهواز را چه می دانید؟

اولین مسئله تورم نیروی انسانی است. بدنه نیروی انسانی شهرداری متورم ، غیر متخصص و نامتوازن است. نامتوازن از  این جهت که در عین حال که در بیشتر بخش ها با نیروی مازاد مواجه هستیم در بعضی بخش های کارشناسی بشدت فقر نیروی متخصص احساس می شود.
دومین مسئله فساد اداری است که هر چند ممکن است از نظر مقیاس عمده آن سوءاستفاده های کوچک و متوسط باشد ولی چون فرآوانی آن بالا است هم اعتماد عمومی مردم به شهرداری را کاهش داده است و هم باعث ناامیدی و سرخوردگی نیروهای متخصص و متعهد گشته است، از سوی دیگر پیمانکاران واقعی و متخصص را که می توانند کارهای فنی را با کیفیت و قیمت استاندارد انجام دهند از چرخه خارج کرده و درکل هزینه های بسیاری به شهر تحمیل کرده است.
سومین مسئله هم بحث درآمدهای ناکافی و ناپایدار است.

بگذارید به ترتیب شروع کنیم برای چالش اول که مطرح کردید  ، یعنی تورم نیروی انسانی چه راهکاری دارید؟

ببینید ما در شهرداری اهواز با پدیده بهره وری منفی مواجه هستیم. برای مثال اگر یک مسئولیتی را یک نفر به نحو احسنت می تواند انجام دهد اگر این وظیفه فی المثل به پنج نفر محول شود ، آن پنج نفر وظیفه آن یک نفر را هم انجام نمی دهند و کار روی زمین می ماند.. در اینجا هدف اول باید انجام صحیح آن مسئولیت باشد. گام دوم اطمینان از این مهم است که دیگر بدنه شهرداری  از این فربه تر نمی شود. و تعیین تکلیف نیروهای مازاد و هزینه های مالی که تحمیل می کند در گام سوم قرار می گیرد.
واقعیت این است که این نیروهای مازاد به هر نحوی که جذب شده باشند از نظر قانونی و اخلاقی امکان حذف آنها در کوتاه مدت نیست. لاجرم باید بصورت برنامه ریزی شده در یک فرآیند بلند مدت و گام به گام تعدیل انجام گیرد. شرایط همه نیروها هم یکسان نیست. این تعدیل هم نباید حساسیت زا باشد. بهترین راهبرد برای خروج از این وضعیت تدقیق وظایف و عملکردهاست. از تصدی مسئولیت ها بر اساس شایستگی و توانمندی های علمی و اجرایی صورت گیرد کسانی که صلاحیت وظایف بالاتر را ندارند باید در سمت های پایین تر مشغول شوند. این خود عاملی است که سبب می شود کسانی که آمادگی خدمت ندارند، بصورت داوطلبانه از بدنه شهرداری جدا شوند. مسئله مهم این است که در شهرداری نیروی بیکار نباید باشد. اگر به تعداد پرسنل مسئولیت نداریم باید وظایف جدید ایجاد شود. این وظایف بسته به توان و تخصص پرسنل از خدمات طراحی که شرکت های مشاور با هزینه های گزاف برای شهرداری انجام می دهند تا آبیاری فضای سبز را می تواند شامل شود.  این تصور که کارمند شهرداری باید حتما با کت و شلوار سر کار برود و همه حتما باید زیر کولر پشت میز بنشیند تصور غلطی است که باید اصلاح شود. شهرداری یک نهاد خدماتی و اجرایی است. قاعده کلی البته همواره بر برون سپاری وظایف و کوچک سازی ساختار ادرای است ولی در کوتاه مدت باید قسمتی از وظایفی که برون سپاری شده مجددا به پرسنل بیکار موجود محول گردد.

چالش دومی که مطرح کردید فساد اداری است برای آن چه راهکاری دارید؟


اولا که من با اطمینان و شناخت کامل به شما می گویم که 95درصد از پرسنل شهرداری انسان هایی سالم و شریف هستند، لیکن فساد کمش هم زیاد است و همان تعداد اندک کل سیستم را زیر سوال می برد و حیثیت شهرداری خدشه دار می کنند. دوم اینکه فساد در شهرداری عموما فسادهای کوچک و متوسط است از این رو نهادهای نظارتی کمتر به این موضوعات ورود می کنند.
اما بطور کلی فساد اداری دو دلیل اصلی دارد. اول فقدان تخصص و دوم فقدان شفافیت
برای مثال یکی از مهمترین گلوگاه های فساد در شهرداری قراردادهای ترک تشریفات است. خوب چه می شود که با وجود منع قانون بازهم شاهد ترک تشریفات هستیم. خیلی کارها که باید طبق برنامه در زمان خود انجام بشود بدلیل بی برنامگی و ناکارآمدی زمان خود را از دست می دهند. شهردار در تله نوعی بی برنامگی، برنامه ریزی شده قرار می گیرد که عموما ریشه در سواستفاده مدیران پایین دست دارد. مثلا قرار داد جمع آوری زباله را در زمان خود تنظیم نمی کنند و ناگاه با شرایطی مواجه می شوند که تا سه روز دیگر اگر قرارداد منعقد نشود زباله های شهر جمع آوری نمی شود. آنجا شما مجبورید تشریفات قانونی را برای جبران زمان از دست رفته کنار بگذارید. همین ها می شود ریشه فساد.
دیگر اینکه شهردار فاقد تخصص امکان تشخیص کیفیت عملکردی و کارایی پیمانکاران و حتی پرسنل خود را ندارد. لیکن مجبور می شود بجای تشخیص فنی صلاحیت کاری و اخلاقی پرسنل به شیوه های سنتی عمل کند.  مثلا توانمندی یک نیرو را بر اساس معرفی و سفارش افراد مورد وثوق خود بپذیرد و یا مدیران را از حلقه بسته نزدیکان خود انتخاب کند که معمولا در سیستم های پیچیده ای مثل شهرداری این شیوه ها جواب نمی دهد و دیده شده اینچنین مدیرانی بیشترین ضربه را از نزدیکترین افراد بخود که بیشترین اعتماد را هم به آنها داشته اند متحمل شده اند. از طرفی ممکن است دیگر بسیاری نیروهای کارآمد صرف یک گزارش مغرضانه به شهردار یا اینکه شهردار از ظاهر فردی خوشش نیاید، بطور کل نادیده گرفته شوند و سازمان از توانمندهای آنها محروم گردد و عملا زمینه برای حضور عناصر فاسد محیا گردد.

دومین عامل را در کنترل فساد شفافیت عنوان کردید، در این خصوص هم مختصری توضیح بفرمائید:

اگر بدنبال علاج واقعی فساد هستید باید سیستم به سمت روش های نوین داده پردازی و دولت الکترونیک حرکت کند، از نظر فنی هم چیز پیچیده ای نیست ولی همواره از طرف کسانی که از نابسامانی موجود سود می برند در اجرای آن خلل وارد می شود.
حرکت به سمت دولت الکترونیک مواجهه مردم را با پرسنل محدود می کند ، سرگردانی مردم را در شهرداری را هم پایان می دهد. کاری که در سایر کلانشهر می شود در خانه از پشت کامپیوتر انجام داد یا در شهرداری دو ساعت وقت می برد ، درشهرداری اهواز ممکن است هفته ها شهروندان را در شهرداری معطل کند. اینها خود عامل و زمینه فساد است.این سیستم ها از یک طرف آگاهی های عمومی را بالا می برند تا خود مردم در برابر سواستفاده احتمالی مقاوم گردند، مواجهه مردم با پرسنل را هم محدود می کند، از طرف دیگر با قرار دادن اطلاعات در اتاق شیشه ای امکان سواستفاده را بسیار کاهش می دهد.
باید بپذیریم منابع مالی و اطلاعاتی شهرداری همگی امانت شهروندان است. هیچ توجیهی برای پنهان کردن این اطلاعات از شهروندان وجود ندارد. سرجمع هزینه ها و درآمدها، سرجمع حقوق ها و پاداشها ، قراردادهای جاری ، ارقام قراردادها ، مجری قرارداد ، درصد پیشرفت فیزیکی و مالی ،اگر اینها در فضای شفاف اعلام گردد ، هم فساد کنترل می شود و هم عدالت رعایت می گردد.
فرض کنید دو پیمانکار که در دو منطقه کار مشابهی را انجام می دهند اگر شفاف اطلاعات پیمان اعلام گردد مردم می توانند متوجه شوند کدام عملکرد بهتری داشته ، شهرداری هم نمی تواند یک کار مشخص را به دو پیمانکار با دو شرایط و قیمت متفاوت واگذار کند. به برادر و پسر عمومی خود هم نمی تواند بی حساب کار بدهد. عدالت در پرداخت ها هم رعایت می شود.نمی تواند به یک پیمانکار صد درصد مطالباتش را پرداخت کند و به ده تای دیگر یک ریال ندهد.
اما در کوتاه مدت سریعترین کاری که می توان انجام داد اصلاح رویه هاست. مثلا مکانیزم پرداخت مطالبات پیمانکاران باید اصلاح گردد. اولویت پرداخت مطالبات نباید با سلیقه مدیران تعیین گردد. دخالت شهردار هم در امور مالی جاری باید به حداقل برسد. امور مالی شهرداری باید بر اساس برنامه مشخص ولی مستقل عمل کند. پیمانکاران امروز در شهرداری سرگردان هستند. این سرگردانی و بلاتکلیفی فساد زا است، فرض کنید یک سند مالی را ده نفر باید امضا کنند، خوب شهرداری اتوماسیون دارد، قرار نیست پیمانکار برای امضا پشت در اتاق ده نفر انتظار بکشد. باید با برنامه این وضع را خاتمه داد.

سومین چالشی که مطرح کردید بحث درآمدهای ناپایدار شهرداری است برای این مشکل چه پاسخی دارید؟

واقعیت این هست که در شهر اهواز اولا مدیران منابع درآمدی سرشار این شهر را شناسایی نکرده اند. شهرداری به نمایندگی از مردم مالک تمام فضاهای غیر خصوصی در شهر است. اتفاقی که افتاده شهرداری از مقام مالک و نماینده مالکین شهر به مستخدم شهر تنزل کرده است. شهرداری می تواند از تمام مناظر و مشاعات شهر کسب ثروت کند. نه اینکه مثلا از خود مردم که مالکان حقیقی شهر هستند برای پارک ماشین کنار خیابان پول بگیرد، لیکن کسانی که از این فضاهایی که شهر در اختیارشان قرار می دهد کسب ثروت می کنند باید عوارض آن را پرداخت کنند. از یک کاسب جزء گرفته تا یک شرکت چند ملیتی هر یک متناسب با درآمدی که کسب می کند و هزینه هایی که به شهر تحمیل می کند.

برای ملموس شدن، میتوانید مثالی بزنید؟


یک مدیر متخصص و خلاق از هر فرصتی می تواند جهت کسب درآمد استفاده کند. برای مثال در همین شهر پرند که من هستم در اطراف شهر تپه ها و پستی و بلندی های   فرآوانی وجود دارد که تسطیح و خاک برداری آنها هزینه های بسیاری متوجه شهر می کرد. ما توانستیم با مشخص کردن نوع سنگ این ناهمواری ها این اراضی را با شرایطی در اختیار معدن کاران قرار دهیم. در حال حاضر این اراضی هم بصورت رایگان در حال تسطیح است و هم بیست درصد کل درآمد حاصل از فروش این معادن  توسط شهر اخذ می گردد و عملا نه تنها هزینه ای نشد که درآمد مستمری هم ایجاد گردید.
اما در اهواز آن دسته از منابع درآمدی که شناخته شده هم به خوبی بهره برداری نمی شوند. مثلا عوارض نوسازی. در اهواز تا مردم به هر دلیلی به شهرداری مراجعه نکنند از بدهکاری خود مطلع نمی شوند. الان با امکاناتی که وجود دارد می شود بصورت اینترنتی یا پیامکی به راحتی این وجوه را مطالبه کرد.
بحث سوم موضوع مشارکت مردمی در اداره و توسعه شهر است که بدلیل عدم اعتماد عمومی در شهر اهواز بسیار کمرنگ است. مدیران هم عموما این مسئله را بطور جدی مورد توجه قرار نداده اند. در هر صورت باید پذیرفت قریب به چهارصد هزار نفر در این شهر در مناطق حاشیه نشین زندگی می کنند که از یک طرف خدمات مناسب دریافت نمی کنند و از طرف دیگر عوارض سکونت را پرداخت نمی کنند. یا بهتر اینکه بگوییم نمی توانند پرداخت کنند. با توجه به این مهم ما درشهر اهواز به شیوه های مختلفی برای جلب مشارکت مردمی متناسب با هر منطقه نیاز داریم. در بسیاری مناطق اخذ عوارض ریالی بصورت مستقیم ممکن نیست لیکن بسیاری شیوه های جایگزین برای آن وجود دارد. ساده ترین آن مشارکت خانوارها در تفکیک زباله از خانه و تحویل آن. یا سپردن بعضی وظایف به شهروندان نظیر نگهداری از فضای سبز و پارک های محلات توسط خود ساکنین محلی از طریق شورا یاری ها.
بحث چهارم و بسیار مهم هم جذب سرمایه و سرمایه گذار است.

بگذارید در اینجا من یک سوال مطرح کنم . همه مدیران در خصوص اهمیت جذب سرمایه گذار متفق القول هستند ولی به عمل که می رسد کار ابتر می ماند دلیل آن چیست؟

خوب سرمایه ذاتا ترسو و محافظه کار است. ترجیح می دهد جایی برود که کمترین ریسک و بیشترین بازده در انتظارش باشد. شرایط جذب سرمایه گذار را هم شهرداری به تنهایی نمی تواند مهیا کند. تمام دستگاه ها در این امر دخیل هستند. ضمن اینکه چهره ترسناکی که ما با دامن زدن به مشکلاتی مثل ریزگردها و نظایر آن برای استان خود در اذهان ترسیم کردیم همگی برای سرمایه گذار عواملی بازدارنده هستند.
دیگر اینکه ما شیوه های جدید مشارکت و سرمایه گذاری را هم بلد نیستیم. دوره اینکه شهرداری یک قطعه زمین دارد سرمایه گذار هم ابنیه را احداث کند و منافع را بین هم تقسیم کنند دیگر گذشته است. سرمایه گذاران در شهرهای دیگر با بسته های سرمایه گذاری تضمین شده متنوع ، جذاب و مطمئن تری مواجه می شوند. جذب سرمایه هم امروز به رقابتی جدی بین شهرها بدل شده است و واقعیت این است که با وجود قابلیت های بی بدیل شهر اهواز ما در این رقابت تا اینجا بازنده مطلق بوده ایم. 

با این شرایط سختی که ترسیم کردید، راه حل کوتاه مدتی هم وجود دارد؟

البته برای هر شرایطی باید با اقتضای همان شرایط تصمیم گیری کرد. شهر اهواز شهر ثروتمندی است و سرمایه های سرگردان شهروندان در آن فرصت مناسبی است که می تواند به بهترین شکل مورد توجه باشد. پیشنهاد مشخص من جذب سرمایه های خرد شهروندان در قالب پروژه های مشارکتی از طریق عرضه سهام در بورس  و شرکت پروژه ها (صندوق های زمین و ساختمان) است. از این طریق فی المثل می شود سرمایه لازم جهت احداث یک هتل توسط هزاران نفر از شهروندان اهوازی یا غیراهوازی تامین گردد ، اصل و سود سرمایه ها هم تضمین میشود. ما در شهر جدید پرند برای اولین در حال جذب سرمایه با این روش نوین هستیم.

در پایان، شما به عنوان یکی از چهار گزینه نهایی برای تصدی سمت شهرداری اهواز مطرح شده اید، ولی خبرهایی مبنی بر انصراف شما منتشر گردید، علت آن چه بود؟

ابتدا به این آیه شریفه از سوره رعد اشاره می کنم  که می فرماید " إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ يُغَيِّروا ما بِأَنفُسِهِم " واقعیت این است که من برای خدمت در شهر خودم نه پیش شرطی داشتم و نه انتظاری و هر زمان که از من خواسته شود آمادگی دارم در هر زمینه ای که در توانم باشد در خدمت باشم ولی تا خود مردم و نمایندگان شان نخواهند نمیتوانم کمکی کنم . از ابتدا هم برای تصدی این سمت حریص نبوده ام. اولین بار که به من پیشنهاد شد رد کردم. بار دوم افرادی را اصلح تر معرفی کردم که با آنها هم مذاکره شد و متاسفانه نپذیرفتند. در نهایت پس از آنکه بسیاری عزیزان از تصدی این سمت سرباز زدند به اصرار برخی اعضای شورا و دوستانی که از اهواز قابل دانستند تماس گرفتند ، بر من تکلیف شد که پیشنهاد اولیه دوستان را بپذیرم. لیکن از ابتدا نه اصراری داشتم و نه تلاشی در این زمینه کردم. ولی زمانی که پذیرفتم با قدرت و با برنامه پذیرفتم. نه اینکه بخواهم فردایش انصراف بدهم.
اما وقتی خبر دادند روی یکی از گزینه ها اجماع نسبی حاصل شده ، مصلحت را برآن دیدم تا جهت حفظ انسجام شورا و کسب رای حداکثری توسط شهردار آینده ، آمادگی خودم را جهت انصراف به یکی از اعضا اعلام داشتم، تا شهردار آینده بتواند با قدرت بیشتر و پشتوانه رای قوی تری بر این صندلی تکیه زند. این اتفاق در شهرهای دیگر از جمله در تهران هم رخ داد که سایر گزینه ها به نفع گزینه ای که بیشترین شانس را داشت کنارکشیدند و این اقدام تنها با هدف حفظ وحدت و انسجام درونی شورا بود غافل از اینکه وی در آخرین لحظه انصراف خواهد داد. با این حال اگر شرایط مهیا گردد ، اولویت من خدمت به همشهریانم میباشد.
از اینکه وقت خود را به ما دادید سپاس گذارم. در پایان صحبت پایانی اگر دارید بفرمایید.
همانگونه که به آیه شریفه استناد کردم و عرض شد تا خود مردم نخواهند هیچ اتفاق مثبتی برای شهر رخ نخواهد داد و تجربیات و اموخته های علمی مدیریت شهری و شهرسازی در دنیا ثابت کرده که تخصص و تجربه توامان بخوبی می تواند مشکلات شهر را احصا و بر طرف نماید لذا من برای شهر دعا می کنم که بیش از این دستخوش روزهای ناخوش نشود، شهر اهواز واقعا تاب و توان این همه ناملایمات را ندارد.  





بازدید:۱۵۲۴
captcha