نوسازی بافت فرسوده نیازمند نگاه اجتماعی و فرامهندسی
نوسازی بافتهای فرسوده در شرایطی که کشور با کمبود مسکن مواجه است و از سوی دیگر خطر وقوع زلزله مناطق مختلف کشور را تهدید می کند، یک اجبار است.

دکتر حسن روحانی با بیان اینکه مسکن از طریق خاصی با همکاری بخش خصوصی قابل حل بوده و مهمترین میدان حل آن نیز بافت فرسوده است، تاکید کرده است: قطعا احداث ساختمانهایی در بیابان بدون بهرهمندی از هیچ گونه امکانات روبنایی و زیربنایی فایدهای نداشته و ما باید این اقدام را در بافت فرسوده که دارای تمامی خدمات چون آب، برق، گاز و... است انجام دهیم.
اما در این میان، به نظر می رسد که باید سیاست ها و طرح های خاصی برای تشویق سازندگان مسکن جهت ورود به بافت های فرسوده دیده و اجرایی شود تا از این طریق نوسازی و بهسازی این بافتها تسریع شود.
تاثیر وام نوسازی بر رونق ساخت و ساز در بافت فرسوده
در همین راستا ماه گذشته وزارت راه و شهرسازی به منظور تسریع در نوسازی بافتهای فرسوده، از تسهیلات جدید ۸۰ میلیون تومانی سیستم بانکی برای تشویق انبوهسازان به نوسازی این بافت ها رونمایی کرد تا سازندگان مسکن بیش از گذشته انگیزه ورود به این حوزه را داشته باشند.
نرخ سود این تسهیلات تشویقی که گفته شده تنها به انبوهسازان تعلق میگیرد؛ برای بافت فرسوده هشت درصد و برای سایر بافتهای شهری ۹.۵ درصد اعلام شده که هر دو جنبه خرید و ساخت و ساز را پوشش میدهد.
حال اینکه این تسهیلات چه تاثیری در تسریع نوسازی بافت های فرسوده می گذارد و آیا اساسا در این زمینه اثرگذار است یا خیر، پرسشی است که فعالان ساختمانی در پاسخ به آن می گویند: حتی قبل از ابلاغ تسهیلات 80 میلیونی، به منظور مشارکت انبوهسازان در بافتهای فرسوده، اعطای تسهیلات نوسازی با درصد سود کمتر از وامهای دیگر انجام می شد و بهترین شاخص ارزیابی اثرگذاری این تسهیلات، مدت زمانی است که از ابلاغ آن سپری شده، اما تاثیر معناداری بر رونق ساخت و ساز در بافت فرسوده به همراه نداشته است. بنابراین به صرف افزایش تسهیلات نوسازی، نمیتوان گفت که مشکل و پیچیدگی خاصی در این حوزه وجود ندارد و نوسازی بافتهای فرسوده اقدامی سهل و ساده است.
البته هرچند ارائه وامهای تشویقی می تواند در راستای نوسازی بافتهای فرسوده بسیار موثر باشد، اما بدون شک لازم است که این تسهیلات صرفا به متخصصان حرفه ساخت و ساز و انبوه سازان واقعی ارائه و شرایطی پیشبینی شود که فقط سازندگان دارای پروانه و دارای ظرفیت مدیریتی و سرمایهگذاری از سوی انجمنها و نهادهای ذیربط برای گرفتن این تسهیلات معرفی شوند. با این حال عملا میبینیم که این تسهیلات مستقیما به مالکان پرداخت می شود و به این ترتیب نقدینگی به دست افراد غیرمتخصص میافتد. از طرفی مسئله مهمتر این است که سازندگان و انبوهسازان تنها به تسهیلات و وام های نوسازی وابسته نباشند و با اتکا به توان مالی و سرمایه خود توانایی فعالیت در این حوزه را داشته باشند.
تبعات نوسازی انبوه و بی برنامه در شهرها
اما کارشناسان مسکن در کنار تامین اعتبار و نقدینگی لازم برای نوسازی بافت های فرسوده، به مسائل و تبعات اجتماعی ناشی از نوسازی انبوه و بی برنامه بافت های فرسوده اشاره می کنند و هشدار می دهند که اجرای این گونه برنامهها نه تنها کمکی به احیای این بافتها نکرده، در برخی مواقع، حتی روح زندگی را هم از این بافت ها گرفته است.
به باور آنها، طی دو دهه اخیر اجرای برنامهها و طرح هایی برای نوسازی بافتهای فرسوده در مناطقی مثل محدوده شهید هرندی و سیروس تهران، منجر به وخیمتر شدن وضعیت در کلان شهر تهران شده و این بافتها را به محلاتی برای بزهکاری و تجمع معتادان تبدیل کرده است.
از همین رو، به عقیده آنها مشکل بافتهای فرسوده صرفا با ساخت و ساز در این مناطق حل نمیشود. درواقع در این بافتها مباحث کالبدی مطرح نیست و مباحث انسانمدار باید در آنها مطرح شود. به این معنا که در فرآیند نوسازی هر محله، یک طرح توسعهای برای آن محله تعریف شود تا در حین توسعه، نوسازی آنها انجام شود.
بر اساس این گزارش، یکی از پیشنهاداتی که طی سال های اخیر به کرات برای نوسازی بافتهای فرسوده ارائه شده، تجمیع قطعات و خانه های کوچک است تا از این طریق اقدام به ساخت ساختمان ها و مجتمع های مسکونی در این مناطق شود.
در همین راستا کارشناسان با انتقاد از ارائه این قبیل طرح های کلی و عمومی برای بافتهای فرسوده، این طرح را غیرکارشناسی می دانند و می گویند: چنین طرح هایی به طور همه جانبه دیده نشده است.
نگاه مهندسی به بافت فرسوده اشتباه است
بر اساس اظهارات آنها، بافتهای فرسوده مثل یک موجود زنده و یک انسان هستند که هر قسمت از این بافتها معنا و کارکرد خاص خود را دارند. بنابراین ما نمیتوانیم برای تمامی این بافتها یک نسخه جمعی بپیچیم و تجمیع را راهحل نوسازی بافتهای فرسوده در نظر بگیریم و در عین حال تاکید کنیم که پلاک سازی صحیح نیست و نباید انجام شود.
چرا که اصولا نگاه مهندسی به بافت فرسوده، یک نگاه اشتباه است و باید با یک نگاه اجتماعی، فرااقتصادی و فرامهندسی به موضوع بافتهای فرسوده پرداخته شود.
به باور صاحب نظران، آنچه مسلم است، نوسازی کالبدی و نوسازی ساختمانی بافت های فرسوده باید در قالب احیای زندگی در این بافتها مطرح شود و اینها مباحثی است که متاسفانه جامعه، مسئولان و حتی مطبوعات از آنها غفلت می کنند.
بنابراین تئوری هایی از این قبیل که پلاک سازی در بافت های فرسوده یک سیاست اشتباه بوده و «تجمیع» راهکار بهتری برای نوسازی بافتهای فرسوده است، درواقع به نوعی بای پس کردن مسئله و ناآشنایی با کلیات و ماهیت این موضوع است که منجر به ارائه این گونه راهحلهای سادهانگارانه می شود.
درمجموع باید گفت، تنها اعطای تسهیلات برای نوسازی بافتهای فرسوده کافی نیست و باید زیرساختهای دیگری هم در این زمینه مورد توجه قرار گیرد که از جمله مهمترین موضوعات، توجه به مباحث انسانمدار و مسائل اجتماعی و فرهنگی در این بافتها است.
بازدید:۸۲۸
منبع: صما