کد خبر: ۳۸۵۱۰
تاریخ انتشار: ۱۲:۲۰ - ۰۵ آذر ۱۳۹۶ 26 November 2017
مدیر مرکز آموزش بازرگانی خوزستان:

آموزش قوانین، مشکلات جامعه را به حداقل می رساند.

آموزش قوانین، مشکلات جامعه را به حداقل می رساند.
یکی از شاخص های توسعه یافتگی یک کشور اهمیت دادن به آموزش است که متأسفانه در کشور ما آموزش ها در مدارس و دانشگاهها خلاصه شده که آن هم خود جای بحث زیاد دارد
بسیاری از مشکلات فعلی افراد به عدم آگاهی آنان به قوانین بر می گردد در این میان اما نقش آموزش هم خیلی جدی گرفته نشده است کارشناسان بر این باورند اگر سطح آگاهی عمومی جامعه افزایش یابد به تبع آن مشکلات نیز به حداقل خواهد رسید. در ادامه گفتگوی داریوش امامی مدیر مرکز آموزش بازرگانی خوزستان و کارشناس امور اقتصادی را بخوانید.

1) امروزه بسیاری از شرکت ها مدتی پس از تأسیس و حتی قبل از این که به مرحله فعالیت برسند منحل می شوند. به نظر شما علت چیست؟

-سؤال بسیار جالبی است و البته این امر مختص استان ما هم نیست و حتی مربوط به تشکیل شرکت ها تنها نیست بلکه در مورد بسیاری از فعالیت های اقتصادی در کل کشور این مشکل خودنمایی می کند و دلیل این امر واضح و مبرهن است.
این ضعف بزرگ قانون است، به هر حال تشکیل هر شرکت و یا صدور هر گونه مجوز برای هر فعالیتی و با هر هدفی لزوماً نیازمند ایجاد یک سلسله مقدمات و پیش نیازهاست و تا مادامی که این زیرساخت ها و پیش نیازها فراهم نشود این مشکل و این درد به قوت خود باقیست که متأسفانه در کشور ما از این موضوع با اهمیت غفلت می شود و نتیجتاً شرکت ها و مؤسساتی به ثبت می رسند و یا اجازه فعالیت پیدا می کنند که گاهاً هیچگونه اطلاعی از قوانین و مقررات و یا اصول و آداب ناظر بر حوزه کسب و کار ندارند و به همین دلیل نیز پس از ثبت شرکت یا اخذ مجوز به مرور زمان با بعضی از قوانین و مقررات آشنا می شوند و چون قبلاً با این موضوعات برخورد نداشته اند عملاً یا عطای فعالیت را به لقایش می بخشند و یا اگر اجباراً باید ادامه دهند هم که عمدتاً دچار خسارات جبران ناپذیر می شوند و در بسیار از مواقع هم ناخودآگاه خسارات وحشتناکی به جامعه وارد می کنند.

2) به جای خوبی رسیدیم، ممکن است بفرمایید منظور شما از این خسارت ها چیست؟!

-بله. خسارت ها دو بخشند، در آنجایی که من عرض می کنم به خود خسارت وارد می کنند یک مثال ساده می زنم؛ فردی مجوزی می گیرد یا شرکتی را تأسیس می کند و قوانین و مقررات را نمی داند، اصول و آداب کار را نمی داند و در این حالت وارد یک مناقصه می شود و یا کاری را شروع می کند. همین شخص به دلیل ناآگاهی های اولیه با سازمان های ناظر مثل تأمین اجتماعی، کار، مالیات و ... دچار مشکل می شود. این یک حالت خسارت به خود است، همین شرکت به دلیل ناتوانی در ایجاد ارتباطات اصولی، آداب و اصول مذاکره و ...  فرصت های زیادی را از دست می دهد (خسارت به خود). همین شخص رفتارهای چگونگی برخورد با همکاران و همراهان خود را به درستی نمی داند و نمی تواند وظایف مدیریتی خود را اعمال نماید بدین ترتیب و ناخودآگاه منابع خود را خصوصاً منابع انسانی شایسته خود را از دست داده و دچار خسارت می گردد (خسارت به خود) و خیلی از موارد دیگر... اما در مورد خسارت به جامعه چگونه است؟ همین شخص برای گریز از قوانین و مقررات در بسیاری از موارد ناخودآگاه فساد را دامن می زند. به دنبال آشنا و پارتی می گردد و حتی اگر شرایط ایجاد شود رشوه می دهد و وارد مسیری می شود که هم کسب و کار خود را آلوده می کند و هم به ایجاد فساد در جامعه دامن می زند. به هر حال همه مفسده ها از یک نقطه شروع می شود و تطمیع کننده هم نقشش در فساد جامعه کمتر از تطمیع شونده نیست و ما امروز شاهدیم که این امر خیلی نهادینه شده به قول معروف «امروز تا آشنا نداشته باشی کارت راه نمی افتد» آیا فسادی بدتر از این وجود دارد؟! البته من شخصاً به این موضوع اعتقادی ندارم اما قابل انکار هم نیست.  
 
3) بسیار خوب. حالا نقش آموزش در این راستا چیست؟

-بله. همه این مسائل و مشکلات ریشه اش در ناآگاهی است، ناآگاهی یعنی این که به حقوق خود آشنا نبودن. ناآگاهی یعنی ناخودآگاه حقوق دیگران را تضییع کردن. ناآگاهی یعنی به قوانین و مقررات و آداب و اصول حوزه کاری خود آشنا نبودن و در آخر ناآگاهی یعنی ناتوانی در رسیدن به اهداف خود، یعنی نا امید شدن یعنی دچار خسارت شدن، یعنی گرفتار شدن در پیچ و تاب سازمان های ناظر، یعنی دامن زدن به فساد در جامعه و خسارت جبران ناپذیر به فرهنگ جامعه و... حالا نقش آموزش را می توانم روشن تر بیان کنم و پیوند آن را با قانون به عرضتان برسانم...
شما حالا فرض کنید یک شرکت تأسیس شده که مطابق قانون ابتدا مدیران و مسئولان این شرکت لزوماً با طی کردن دوره های تخصصی، با قوانین و مقررات آشنا هستند. حقوق خود و دیگران را می دانند. در ارتباطات و مذاکرات کاری و اجتماعی مهارت پیدا کرده اند، اصول مدیریت را یاد گرفته اند و خلاصه اینکه مدیران و مسئولان این شرکت با آمادگی نسبی خوبی وارد هر فعالیتی شوند، حالا رفتارهای مدیران این شرکت و شرکتی که مدیران آن آموزش های لازم را ندیده اند مقایسه کنید. در جامعه کسب و کار مثال های عینی بسیار زیادی وجود دارد که تفاوت در پیشرفت و توسعه را می توان به وضوح دید.
حال این تفاوت از کجا ناشی شده؟! از همان آموزش های اولیه و تخصصی که گفته شد و این که قانون این امر را الزام کرده. پس می بینیم بین الزام قانونی و گذراندن دوره های آموزشی قبل از ورود به بازار و حوزه کسب و کار و ترقی و پیشرفت کار یک رابطه کاملاً منطقی و مستقیم وجود دارد و آگاهی های اولیه مدیران و مسئولان یک مزیت اساسی برای یک مؤسسه است.

4) این امر در خصوص سایر فعالیت ها نیز صادق است؟

-کاملاً؛ من مثال های متفاوتی در بخش های مختلف می زنم. برای اثبات این مزیت فرض کنید کسی می خواهد یک مؤسسه دامداری و یا یک باشگاه ورزشی و یا یک کارگاه تولیدی صنایع دستی و یا یک واحد خدماتی صنفی و یا یک بنگاه خبر رسانی و یا یک شرکت پیمانکاری و یا یک شرک تعاونی و یا یک شرکت تجاری  و یا یک شرکت صادرات و واردات و یا یک فروشگاه بزرگ و یا یک سالن غذا خوری و یا... (که صدها کسب و کار دیگر را می توان نام برد) را ایجاد کند.
بطور قطع همه کسب و کارهای اشاره شده و اصولاً همه کسب و کارها از یک یا چند مرجع مجوز فعالیت خود را دریافت می کنند. هیچ فرقی نمی کند هر کس هر کدام از کسب و کارهای که نام برده شده و یا هر کسب و کاردیگری را که بخواهد راه اندازی کند لزوماً با همان موضوعات و مشکلات که قبلاً عرض کردم مواجه می شود و با آموزش های اولیه می توان با چشم بازتر، آگاهانه تر و مسلط تر به جنگ با آن مشکلات رفت و آنها را حل کرد. در شرایط بحران آن هایی که آموزش های کافی دیده اند راحت تر این شرایط را پشت سر می گذارند.
 
5) نقش آموزش در توسعه کشور چیست؟

-بسیار ممنون از سوال بجای شما. اولاً یکی از شاخص های توسعه یافتگی  یک کشور اهمیت دادن به آموزش است که متأسفانه در کشور ما آموزش ها در مدارس و دانشگاهها خلاصه شده که آن هم خود جای  بحث زیاد دارد. دوماً همانطور که در مسابقات مختلف بین المللی شانس و اقبال نقش ایفاء نمی کنند. بلکه توانایی های فردی و گروهی منجر به نتیجه مسابقه می شود در توسعه یک کشور هم نقش تک تک همین بنگاه های اقتصادی در توسعه کشور بسیار حائز اهمیت است و با یک نگاه ساده و محاسبه سر انگشتی می توان به وضوح دید که هر کشوری به آموزش های تخصصی و مهارتی اهمیت و جدیت بخرج داد نتیجه گرفت و توسعه را بدنبال داشته است.
من آرزو می کنم به روزی برسیم که یکی از کتابهای دوره ابتدایی یا متوسطه دانش آموزان ما تحت عنوان "نقش آموزش در توسعه کشور" بشود تا مستنداً به این امر پرداخته شود و از حاشیه به متن برسد.

6) نقش مسئولان و متولیان استان در این امر چیست؟ 

مسئولان و متولیان نقش اولیاء جامعه را دارند همه آحاد جامعه در خانواده ای بزرگ زندگی می کنند و هرکدام نقش خود را ایفا می کند ولی نقش اولیاء بسیار بسیار سنگین و با اهمیت است. فرمانهای صریح، اثر گذار و بموقع می تواند از انحرافات بیشتر در این زمینه بکاهد. دلسوزی کردن به معنی اشک ریختن و شعار دادن نیست گاهی دلسوزی کردن به ابزارهای سخت و دردآور هم نیاز دارد. مثل خیلی از بیماریها که علاجش داروی تلخ و آمپولهای دردآور است. مدیران به این نقش خود باید خیلی بیشتر توجه کنند متأسفانه بعضی از مدیران حوزۀ فعالیت و نظارت خود را بدرستی نمی دانند.
اگر امروز از شما سوال شود که متولی بخش صنعت، خدمات، کشاورزی، صنایع دستی، ورزشی و... در استان کیست؟ شما مطمئناً به درستی پاسخ خواهید داد. حال اگر قرار باشد در آن حوزه اتفاقات خوبی بیفتد حتماً این امر ابتدا باید از پدر خانواده یا همان مدیر شروع شود کلیه بنگاهای اقتصادی از ریز تا درشت بصورت مستقیم و غیر مستقیم زیر نظر همین مدیران هستند در حالی که در ارزیابی ها کمتر به موضوع آموزش واحدها و بنگاه های زیر مجموعه پرداخته میشود و بیشتر به ساختار سازمانی همان اداره یا سازمان توجه میشود.  
همه بنگاههای اقتصادی از کوچک تا بزرگ نیازمند آموزش های تخصصی و کاربردی هستند و انتظار این است که مسئولان به این امر توجه کافی داشته باشند.
یک مدیر و یک متولی باید شرایط ایجاد کند که هر کس ضعف سیستم کار او و زیر مجموعه اش را نشان بدهد مورد تشویق قرار بگیرد نه به دشمنی با او بپردازد و سعی در پاک کردن صورت مسئله داشته باشد. موضوع آموزش واحدهای بخش خصوصی زیر مجموعه سازمان دولتی باید مورد توجه بیشتری قرار گیرد و یکی از وظایف اصلی نظارتی مدیران است.

7) نقش آموزش در اشتغال و کارآفرینی چیست؟

آموزش یعنی توسعه منابع انسانی، یعنی ارتقاء سطح بینش اشخاص در هر رده و موقعیت سازمانی، آموزش یعنی تغییر نگرش و در نهایت آموزش یعنی اصلاح روشها رشد انگیزه ها و توسعه کسب و کارها. وقتی کسب و کارها رونق بیشتر پیدا کنند، اشتغال بیشتر را بدنبال خواهد داشت. در یک کلام ایجاد اشتغال و کارآفرینی در سایه توسعه کسب و کارها ایجاد خواهد شد.
 


بازدید:۱۱۱۹
captcha