کد خبر: ۳۰۴۱۴
تاریخ انتشار: ۱۲:۵۰ - ۱۸ مهر ۱۳۹۵ 09 October 2016
کارشناسان شهری مطرح کردند:

راهکارهای مقابله با «شب‌مردگی» در پایتخت

در حال‌حاضر روند كاهش جمعيت ساكن شب در هسته پايتخت، غيرطبيعي شده است و مناطق مركزي و قدیمی کلان‌شهر تهران، به عارضه «تخليه جمعيت ساكن» دچار شده‌اند، طوري كه هسته پايتخت هم‌اكنون به‌خاطر «خلوت شدن محله‌هاي اداري در شب» با خطر بروز انواع آسیب‌هاي اجتماعي از جمله «شب‌مردگي» مواجه شده است.
تحقیقات نشان می‌دهد كه در چهار منطقه 6، 7، 11 و 12 شهر تهران كه هسته پايتخت را شكل داده‌اند، فقط 13 درصد از كل جمعيت 8 ميليون و 176 هزار نفري اين کلان‌شهر در آنها سكونت دارند و به‌طور متوسط 250 هزار نفر در هر يك از اين 4 منطقه شهري ساكن هستند، اين در حالي است كه متوسط حجم ساكنان مناطق اطراف هسته مركزي، بين 400 تا 500 هزار نفر است و در برخي از اين مناطق، شتاب تبديل ساختمان‌هاي مسكوني به مجتمع‌هاي اداري شيب تندي يافته است و چهره غالب محدوده مركزي تهران كه در گذشته كاملا مسكوني بود، هم‌اكنون به محل كار و فعاليت تبديل شده است.

تجربه نشان داده است، هر منطقه از تهران كه خالی از سکنه شود و فضای سکونتگاهی در آن محله کم شود؛ پدیده شب‌مردگی در آنجا بروز پیدا می‌کند که نتیجه آن شکل‌گیری آسیب‌های اجتماعی خواهد بود. منطقه 12 تهران نمونه محقق شده از پديده شب‌مردگی در پايتخت است كه اكنون انواع معضلات اجتماعی در منطقه 12 همچون محله هرندی یا در بافت‌های تاریخی این منطقه را شاهد هستیم.

این منطقه اگرچه جزو هویت و پیشینه تهران است، اما افزایش تعداد بناهای تاریخی خالی از سکنه، این محلات را آماده بروز آسیب‌های اجتماعی کرده است. براساس نتايج تحقیقات انجام شده توسط کمیسیون شهرسازی چنین چشم‌اندازی از شب‌مردگي مشابه منطقه 12، برای منطقه 6، 7 و 11 و حتي برخی محلات منطقه 3 شهر تهران نیز قابل‌تصور است.

بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران حوزه شهری معتقدند گسترش پدیده شب‌مردگی می‌تواند به کاهش کیفیت زندگی در کلان‌شهری همچون تهران منجر شود، از این‌رو در صفحه باشگاه اقتصاددانان امروز این سوال را پیش‌روی کارشناسان شهری قرار داده‌ایم که برای مقابله برای بروز و گسترش این پدیده در مناطق مختلف شهر تهران چه راهکارهایی در مقابل مدیران شهری قرار دارد.

دکتر حسین ایمانی‌جاجرمی؛ مدیر بخش مطالعات شهر تهران در موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران

فرسایش مدنیت در قلب تهران
«جین جیکوبز» در کتاب تاثیر‌گذار خود به نام «مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکایی» از مدنیت شهری و زندگی محله‌ای دفاع می‌کند و نقدی سخت بر شهرسازی مرسوم آمریکایی که مبتنی بر پروژه‌های بزرگ مقیاس، تفکیک فعالیت‌ها و نابودی محلات است وارد می‌کند. این کتاب با وجود آنکه در دهه 1960 نوشته شد، اما تاثیر خود را بر جریان شهرسازی و شیوه اندیشیدن به شهر گذارد و به‌تدریج خودرو محوری و بلندمرتبه‌سازی از اوج به زیر آمدند و تلاش برای زندگی محله‌ای پرجنب‌وجوش در کانون تفکر شهرسازان و مدیران شهری اندیشمند جای گرفت.

شگفتی اینجاست که با وجود مدنیت شهری دیرینه در ایران، در دهه دوم سده بیست‌ویک، آرمان‌های پوسیده اوایل قرن بیستمی مبتنی بر ستایش عظمت بناها و پروژه‌ها و تقلیل شهر به مقیاس پول و پروژه بر مدیریت شهری و شهرسازی کشور به‌ویژه تهران حاکم است. تهران جمعیت روزانه و شبانه دارد که هریک اهداف متفاوتی از حضور در این شهر را دنبال می‌کنند. آنانی که در جست‌وجوی نان خویش روزها به تهران می‌آیند به زندگی در این شهر نمی‌اندیشند و از فرصت‌های اشتغال آن استفاده کرده و از آن خارج می‌شوند. هجوم ترافیک صبحگاهی و عصرگاهی که تهران را قفل می‌کند و جریان زندگی را در این شهر کند می‌سازد، به سبب ورود و خروج این جمعیت است. اما آنانی که در این میان تهران را برای زندگی انتخاب کرده‌اند باید بار هزینه و مشکلات این وضعیت را تحمل کنند. یکی از این مشکلات خالی شدن جمعیت از فضاهای شهری در شب و گرفتاری ساکنان مناطق مرکزی تهران در رکود فعالیت‌ها و نا امنی فضاها است.

این نکته درست است که با فعالیت‌هایی مانند افزایش نور و نصب دوربین‌های امنیتی می‌توان ایمنی محیط‌های شهری را بهبود بخشید، اما همچنان که «جیکوبز» متذکر می‌شود: «نور خوب مهم است؛ اما تاریکی به تنهایی مسوول بیماری عمیق و کارکردی نواحی خاکستری نیست.» آنچه دوای درد شب مردگی است بازگرداندن مدنیت شهری یعنی حضور گروه‌های گوناگون مردم با علائق و سلایق‌های متنوع به فضاهای شهری است. باید برنامه‌ریزان شهری و مدیران شهر اهمیت ترکیب کاربری‌ها و تنوع فعالیت‌ها را برای زندگی مدنی شهر درک کنند و به‌دنبال آن باشند. تقلیل شهر به پروژه، تنها نابودی آن را به دنبال دارد و فضاهای تفکیک شده غیرانسانی را پدید می‌آورد که فرآیند تجزیه و اتمیزه شدن اجتماع به افراد تنها، منزوی و خودخواه محصور در اتاقک‌های تنهایی در ساختمان‌های بلند مرتبه را تسریع می‌کند. در چنین وضعیتی خانواده، محله و فعالیت‌های اجتماعی در معرض خطر نابودی قرار می‌گیرند، اتفاقی که زنگ‌های خطر آن مدت‌ها است با افزایش آمار طلاق، افسردگی و خودکشی به صدا درآمده‌اند.

باید برای مناطق مرکزی تهران که اکنون به بیماری شب‌مردگی و ملال گرفتار آمده‌اند فضاهای شهری که فعالیت و سرزندگی را ممکن می‌کنند ایجاد کرد یا برای حفظ و گسترش فضاهای موجود در آنها کوشید. فضاهایی مانند تئاتر، هتل، سالن کنسرت، سینما و انواع اماکن عرضه‌کننده خوراکی که امکان جذب جمعیت را دارند. شاید تناقض‌آمیز به نظر برسد اما حضور اندک غریبه‌هایی که در فضاهای شب مرده ترس و احساس ناامنی را ایجاد می‌کنند، با وجود این فضاها و افزایش افراد از آنجا که چشم‌ها را برای دیدن و نظاره کردن بر فضای شهر بیشتر می‌کند، به امنیت و سرزندگی آن کمک می‌کند. اکنون مشکل مناطق مرکزی کمبود خدمات فرهنگی و اجتماعی در معنایی است که در بالا گفته شد. نگاه کالایی به شهر و فروش فضاهای شهری به از میان رفتن و تحلیل مدنیت شهری منجر شده است. باید به مدیران شهری فهماند که بسیاری از عرصه‌های زندگی شهری قابل قیمت‌گذاری و فروش نیستند و حاکمیت منطق تحلیل هزینه و فایده، بدون توجه به سایر ابعاد، آنچه را که برای حفظ آن ماموریت یافته‌اند، یعنی شهر را نابود می‌کند.

کارت‌های خوبی برای بازی در اختیار مدیران شهری بود، اما آنها را ناشیانه و بدون تامل سوزاندند. از ظرفیت فروشگاه‌های بزرگ مانند مال‌ها که به سبب استقرار در محل‌های نامناسب، زندگی شهری را در اکباتان یا ستاری به هم ریخته‌اند ممکن بود در مناطق مرکزی استفاده کرد و تهدید زندگی شبانه آنها را در جای مناسب خویش به فرصت بدل کرد. کوته‌بینی ناشی از منفعت‌طلبی زودبازده و محدودیت اندیشه بخشی از مشکلاتی است که اکنون مدیریت شهری با آن مواجه است و به همین سبب روزبه‌روز تهران در چاه مشکلات خودساخته مدیران خویش فرو می‌رود. تهران ظرفیت‌های خوبی دارد که از آنها بی‌خبریم. کلان‌شهر تهران مکان زندگی کسانی است که به قول ریچارد فلوریدا «طبقه خلاق» هستند. به جای افزودن بر بار سیمان و آهن بر شهر تهران باید به‌دنبال جذب سرمایه انسانی بیشتر به این شهر بود و آن را مکانی جذاب برای زندگی افراد خلاق کرد. اگر کمی مدیریت شهری تهران از پارادایم پول و آهن فاصله می‌گرفت و به خلاقیت و تنوع می‌اندیشید، می‌توانستیم برای شب‌مردگی در مناطق مرکزی اندیشه اساسی کنیم که در قلب آن جذب طبقه خلاق به این مناطق قرار داشت.

انبوهی از هنرمندان، بازیگران، مجسمه‌سازان، نقاشان، نویسندگان، دانشجویان، استادان، روشنفکران، موسیقیدانان، طراحان و معماران در این شهر زندگی می‌کنند که حضور یکپارچه آنها در هر یک از مناطق شهری می‌تواند زندگی و نشاط را به آنها ببخشد. این افراد که می‌توانیم آنها را طبقه خلاق بنامیم، این قابلیت را دارند که زندگی را در پیرامون خویش به حرکت درآورند و مهم‌ترین سرمایه هر جا به‌شمار می‌روند. با تدوین و پیگیری سیاست‌های سکونتی و با ابزار عوارض و مالیات شهری که در اختیار شهرداری است، اما تاکنون از آن به سبب جذابیت درآمدهای کلان و ناپایدار ناشی از تراکم‌فروشی استفاده درستی نشده است، می‌توان مناطق مرکزی دچار شب‌مردگی را با جذب طبقه خلاق برای سکونت در آنها دارای رونق و حیاتی دوباره کرد. وجود فضاها و ساختمان‌های زیبا در این مناطق که تاکنون از گزند بورژوازی مستغلات در امان مانده و هویت شهری مشخص و دارای تاریخ این مناطق، قابلیت جذب طبقه خلاق را به آنها به‌عنوان یک راه‌حل جدی مطرح می‌کند.

دکتر سعید معیدفر، مشاور اجتماعی وزیر راه و شهرسازی

غفلت از حیات اجتماعی در مناطق مرکزی
یکی از مشکلاتی که در جریان گسترش کلان‌شهرهای کشور در نتیجه بورس‌بازی زمین و مسکن رخ می‌دهد مهاجرت جمعیت مناطق مرکزی شهر به مناطق پیرامونی و حاشیه‌ای شهرها است. شکل‌گیری موج گسترده‌ای از آپارتمان‌سازی در محدوده منطقه 22 شهر تهران نمونه‌ای از این روند است. در نتیجه گسترش بی‌رویه افقی پایتخت به تدریج حجم زیادی از جمعیت ساکن در مناطق مرکزی شهر به مناطق حاشیه‌ای مهاجرت می‌کنند و به این ترتیب مناطق مرکزی که روزی کانون رفت و آمد و کنش‌های اجتماعی بوده‌اند خالی از جمعیت می‌شوند.

به‌عنوان مثال در دهه‌های گذشته از آنجا که بازار قدیمی شهر تهران مرکز مبادلات اقتصادی گروه گسترده‌ای از ساکنان پایتخت بود، حیات اجتماعی بخش زیادی از پایتخت نشینان نیز در حاشیه این بازار شکل می‌گرفت. به تعبیر دیگر پیوند محکمی میان حیات اجتماعی و اقتصادی ساکنان شهر وجود داشت، اما در حال حاضر یک نوع تفکیک‌پذیری میان مناطق اقتصادی شهر با سایر کارکردهای اجتماعی و فرهنگی اتفاق افتاده است. نکته قابل توجهی که در جریان جابه جایی جمعیت از یک منطقه شهری به سایر مناطق رخ می‌دهد، این است که بخش‌هایی از جمعیت که دارای تمکن مالی بیشتری هستند در یک منطقه و بخش‌هایی که از استطاعت مالی کمتری برخوردار هستند در منطقه دیگر ساکن می‌شوند و عملا شهر به دو منطقه محروم و برخوردار تقسیم‌بندی می‌شود. مهم‌تر آنکه مناطق مرکزی شهر درگیر ساکنانی می‌شود که امکان مهاجرت به سایر مناطق شهری را ندارند و با ساختمان‌هایی که کاربری آنها تغییر کرده و به انبارها و کارگاه‌های اقتصادی تبدیل شده‌اند یا ساختمان‌های مخروبه هم زیست می‌شوند.

این مناطق در ادامه مسیر امکان سرپا ایستادن ندارند و از نظر اجتماعی نیز مورد حمایت قرار نمی‌گیرند. همان‌طور که قابل مشاهده است، منطقه 12 شهر تهران که چند سال پیش بیشترین تجمعات شهر درآن متمرکز بود، هم اکنون فقط پذیرای کاربری‌های اقتصادی است وسایر ساختمان‌هایی که محل سکونت بخشی از جمعیت شهر بودند به انبار تبدیل شده‌اند. در نتیجه چنین روندی عملا روح زندگی در این مناطق متوقف شده است و پدیده شب‌مردگی در آنها به وقوع پیوسته است. از این‌رو انجام مطالعات دقیق و پیوسته برای ریشه‌یابی و بازگرداندن حیات اجتماعی به این مناطق ضروری به نظر می‌رسد. به‌ویژه آنکه تنظیم نسخه واحدی برای تمامی این مناطق به دلیل دارا بودن ویژگی‌های خاص و منحصربه‌فرد بودن امکان‌پذیر نیست، اما بی‌تردید راهکار اولیه برای مقابله با گسترش این پدیده به سایر مناطق شهری و بازگشت کارکردهای اجتماعی به هسته مرکزی شهر تهران آن است که عوامل مداخله قبلی که به‌صورت تصنعی باعث فقر اجتماعی شده‌اند به شکل معکوس انجام شود.

ایجاد فرصت‌های فراغتی مناسب با بافت مناطق مرکزی شهر از اولین راهکارهای ایجاد پیوند دوباره میان کارکردهای اجتماعی و اقتصادی است. در سایر کشورهای توسعه‌یافته برای احیای کارکردهای اجتماعی مناطق قدیمی شهر به ترمیم بافت فرسوده و مراکز تاریخی اقدام و از این مسیر جاذبه‌های گردشگری متعددی در این مناطق ایجاد می‌شود. به‌عنوان مثال منطقه 12 شهر تهران جاذبه‌های تاریخی زیادی دارد که تاکنون کمتر مورد توجه قرار داشته است. بنابراین می‌توان با بازسازی جاذبه‌های تاریخی این منطقه و ایجاد مراکز فراغتی متعدد به پایداری سکونت و بازگشت حیات اجتماعی این منطقه کمک کرد. همچنين می‌توان برای جلوگیری از خالی شدن بناهاي ارزشمند در محدوده مركزي شهر با تشویق سرمایه‌گذاران بخش خصوصی کاربری این نوع املاک را به هتل یا فضای تفرجگاهی تغییر داد تا زمینه حضور مردم در آنها فراهم شود.

محمدسالاری؛ رئیس کمیسیون شهرسازی و معماری شورای شهر تهران

سه راهکار رفع تهدید
زنگ خطر شب‌مردگی برای مناطق مرکزی پایتخت شامل مناطق 11، 12، 6 و 7 و سرایت آن به سایر مناطق شهری از جمله منطقه سه به صدا درآمده است. بررسی روند توسعه پدیده شب‌مردگی در مناطق مختلف شهر تهران نشان می‌دهد که ریشه بروز این پدیده در مناطق مختلف شهر تهران متفاوت است. به‌عنوان مثال مهم‌ترین دلیل مبتلا شدن منطقه 12 به عارضه تخلیه جمعیت ساکن، وجود بازار قدیمی شهر در این منطقه است. در سال‌های گذشته بازار قدیمی مرکز شهر تهران محلی برای تامین کالاهای کل کشور بوده است و مجموعه کاسبان برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها بخش زیادی از سکونتگاه‌های محلات مجاور بازار را به انبار کالا بدل کرده‌اند. ضمن آنکه در این میان بعضا نوع کاربری‌های ایجاد شده با جنس منطقه نامتجانس بوده است. ادامه این روند طی سال‌های متمادی سبب شد تا ساکنان محلات مجاور بازار بزرگ ترجیح دهند با فروش یا اجاره واحد مسکونی خود به منطقه دیگری از شهر مهاجرت کنند و حتی برخی محلات حاشیه‌ای را برای سکونت خود انتخاب کنند. با گذشت زمان تخلیه سکونتگاه‌ها افزایش پیدا کرد. استقرار حجم زیادی از آپارتمان‌های مسکونی خالی از سکنه در مناطقی از شهر به‌ویژه منطقه 12 با ظهور آسیب‌های اجتماعی همراه شد.

از سوی دیگر شکل‌گیری پدیده شب‌مردگی در سایر مناطق شهری همچون مناطق 6، 7 و 3 به دلیل استقرار تعداد زیادی از بنگاه‌های اقتصادی شامل بانک‌ها و بیمه‌ها بوده است. در این مناطق پیشنهاد اجاره یا خرید واحدهای مسکونی و تبدیل آنها به دفاتر اداری از سوی بنگاه‌داران برای بسیاری از ساکنان منطقه قابل توجه بوده است. از این رو بسیاری از اهالی منطقه با دریافت چنین پیشنهادی، مهاجرت و سکونت در منطقه‌ای برخوردار را ترجیح داده‌اند. در این میان علاوه بر وجود چنین دلایلی برای مهاجرت تعداد زیادی از ساکنان و بروز پدیده شب‌مردگی در یک منطقه، همراهی مدیریت شهری برای صدور مجوز تغییر کاربری مزید بر علت بوده است. مدیریت شهری در موارد زیادی با انگیزه کسب درآمد بیشتر، به درخواست‌های صدور مجوز تغییرکاربری در مناطق شهری ترتیب اثر داده است. حتی در مواردی که این تغییر کاربری‌ها بدون مجوز مدیریت شهری شکل گرفته‌است، ارسال پرونده‌ها به کمیسیون‌های ماده 100 مناطق، با نوعی درآمدزایی برای مدیریت شهری همراه بوده است.

به تعبیری این نوع تغییر کاربری‌ها از یکسو برای مالکان توجیه اقتصادی و ارزش افزوده خوبي دارد و از سوی دیگر شهرداری در کوتاه مدت می‌تواند منابع مالی خوبی از این محل کسب کند؛ این درحالی است که ادامه این روند در بلندمدت قطعا هزینه‌های زیادی بر شهر و مدیریت شهری تحمیل خواهد کرد. در راستاي جلوگيري از شب‌مردگي در مناطق مرکزی شهر باید راهکارهايی در کمیته‌ای با حضور صاحب‌نظران تدوین شود كه اين موضوع در دستور كار كميسيون شهرسازي و معماري شورا قرار دارد. راهکار نخست، برنامه احیای محدوده مرکزی پایتخت است. برنامه احيای محدوده مركزي با هدف مهار دافعه جمعيتي در مناطق حدفاصل اتوبان‌هاي همت، چمران، امام علي(ع) و بزرگراه بعثت، در دستور كار مديريت شهري قرار دارد تا از طريق ايجاد محيط‌هاي تفريحي و گردشگري در هسته پايتخت، چهره مناطق واقع در اين محدوده را از «شب‌مردگي» به پويايي سكونتي تغيير دهد. اين برنامه با حفظ وضعيت ساختمان‌هاي مسكوني باقيمانده در مناطق مركزي، اجرا خواهد شد.

راهکار دوم تشویق سرمایه‌گذاران بخش خصوصی برای احیای مراکز قدیمی و تاریخی محدوده مرکزی شهر است. به این معنا که می‌توان برای جلوگیری از خالی شدن بناهاي ارزشمند در محدوده مركزي شهر با تشویق سرمایه‌گذاران بخش خصوصی کاربری این نوع املاک را به هتل یا فضای تفرجگاهی تغییر داد تا زمینه حضور مردم در آنها فراهم شود. ضمن آنکه توجه به گردشگری شبانه، امروزه یکی از محل‌های درآمدزا برای شهرداری‌های شهرهای بزرگ جهان است. با الگوبرداری از این تجربه جهانی می‌توان از این روش برای بازگرداندن روح زندگی و آشتی مردم با بافت سنتی و قدیمی شهر استفاده کرد. در همین باره مديريت شهري از چندی قبل کار مطالعه نورپردازی بافت‌های تاریخی و ارزشمند برای جذب گردشگران و شهروندان را آغاز و به‌زودی این کار از طریق پیمانکاران عملیاتی خواهد شد. راهکار سوم و یکی از مهم‌ترین راهکارهای مقابله با توسعه شب‌مردگی در مناطق مختلف شهر تهران رجوع به ضوابط مصوب طرح تفصیلی شهر تهران است. این طرح اگرچه در اجرا با اشکالات بسیاری همراه است، اما به‌عنوان یک سند فرادست می‌تواند نقشه راه مناسبی برای توزیع کاربری‌های شهر تهران در مناطق مختلف باشد.

در ضوابط مصوب طرح تفصیلی شهر تهران، مناطق 22 گانه به چهار پهنه مسکونی، فضای سبز و باز، مختلط و تجاری تقسیم‌بندی شده‌اند. بررسی جامع این پهنه‌بندی‌ها نشان می‌دهد که وسعت زیادی از کاربری‌های پیش‌بینی شده برای این پهنه‌ها به‌صورت عمده مسکونی است. اما از آنجا که هزینه عدم رعایت ضوابط شهرسازی مصوب در این طرح پایین در نظر گرفته شده است، در موارد زیادی شاهد هستیم که ضوابط طرح تفصیلی ملاک عمل قرار نمی‌گیرد. از این‌رو به نظر می‌رسد برای آنکه طرح تفصیلی به‌عنوان سند فرادست در کلیه عملیات ساخت‌وساز و تعیین کاربری‌های ساختمانی ملاک عمل قرار گیرد، باید هزینه عدم اجرای آن توسط شهرداری‌های مناطق افزایش پیدا کند. به عبارت دیگر، باید به سمتی حرکت کرد که انحراف از طرح تفصیلی و تخلف در حوزه تغییر کاربری‌ها به‌عنوان یک جرم تلقی شود. نهایتا نکته مهم آن است که مسوولان و مدیران شهری باید تغییر کاربری‌های مسکونی به اداری را در مناطق مركزي شهر یک تهدید جدی برای پایتخت در نظر گیرند و با تدابیر صحیح و کارشناسانه از آن ممانعت کنند. در غیر این صورت روند شکل گرفته در راستای خالی شدن جمعیت ساکن مناطق مرکزی شهر نتیجه‌ای جز کاهش کیفیت زندگی در شهر تهران را به‌دنبال نخواهد داشت.

مجتبی شاکری؛ رئیس کمیته فرهنگی شورای شهر تهران

ساماندهی مشاغل؛ راهکار اولیه
در حالی که مطابق با اسناد فرادست شهری، سقف جمعیت‌پذیری شهر تهران تا افق 1405 معادل 5/ 10 میلیون نفر دیده شده است، بررسی‌های اولیه از جمعیت روز کنونی شهر تهران نشان می‌دهد: در حال حاضر جمعیت شهر به نزدیک 12 میلیون نفر رسیده است. یک محاسبه سرانگشتی از امکانات و سرانه‌های خدماتی پیش‌بینی شده با میزان جمعیت روز در نظر گرفته شده برای این شهر از ناهماهنگی بارز در این حوزه خبر می‌دهد. یکی از ایرادات اولیه در این مسیر می‌تواند عدم ساماندهی مناسب مشاغل شهری عنوان شود. اگرچه در سند طرح تفصیلی تهران تلاش شده است تا استقرار کاربری‌های مسکونی، اداری و تجاری در پهنه‌های مختلف شهری متناسب با یک الگوی مشخص حرکت کند، اما بررسی مناطق مختلف شهری به‌ویژه محدوده مرکزی شهر تهران بیانگر معضل ساماندهی نادرست مشاغل شهری است. به‌عنوان مثال بازدیدهای انجام شده از محله بهارستان نشان می‌دهد که 70 درصد از اعضای شورایاری این منطقه، ساکن منطقه نیستند.

این موضوع بیانگر آن است که منافع محله توسط افرادی تعیین می‌شود که در محله سکونت ندارند و بخش زیادی از ساختمان‌های مسکونی این منطقه عملا به کارگاه‌ها و انبارهای مشاغل مستقر در منطقه تبدیل شده‌اند و این در حالی است که تجربه نشان داده است هر منطقه از تهران كه خالی از سکنه شود و فضای سکونتگاهی در آن محله کم شود؛ پدیده شب‌مردگی در آنجا بروز پیدا می‌کند که نتیجه آن شکل‌گیری آسیب‌های اجتماعی خواهد بود. چراکه توسعه شب مردگی این مناطق، موجب شهرمردگی شده و باعث می‌شود تا پلیس، نیروهای امنیتی و سازمان‌های اجتماعی و مددکاری برای کنترل و انجام وظایف خود در این مناطق با مشکلات فراوانی مواجه باشند و به همان نسبت، این مناطق به مأمنی برای خلافکاران، معتادان و مجرمان تبدیل می‌شود.

از این‌رو به نظر می‌رسد یکی از راهکارهای اولیه برای مقابله با گسترش پدیده شب‌مردگی در مناطق شهری، تعیین تکلیف ساماندهی مشاغل باشد. ایجاد امکانات و مزایای تفریحی و تفرجگاهی نیز می‌تواند انگیزه شهروندان برای سکونت در چنین مناطقی را افزایش دهد. در عین حال نکته‌ای که به نظر می‌رسد باید سرلوحه کاری مدیریت شهری قرار گیرد این است که با اجرای طرح‌هایی مثل پیاده‌راه 17 شهریور نمی‌توان روح زندگی و پویایی را به مناطقی که به شب‌مردگی دچار شده‌اند باز گرداند. تجربه ساخت پیاده راه 17 شهریور نشان داد که ایجاد تغییرات نامناسب و مطالعه نشده در یک محله نه‌تنها با مقاومت ساکنان و کاسبان محله مواجه می‌شود، بلکه راهکاری در راستای رفع معضلات محله نخواهد بود.



بازدید:۱۳۷۵
منبع: صما